✍ دلنوشته ای در تَجلّیات  وَ فَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الکُروب

‍✍ دلنوشته ای در تَجلّیات

وَ فَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الکُروب

که گفته‌اند زندگی می‌دهد غمش...

غمش

نامش

راهش

یادش...

حدیث نفس است

حال دلم خراب بود

نشسته بودم گوشه غار تنهایی خودم

پناه برده بودم به کهفش که گفته‌اند

اَنْتَ کَهْفی حینَ تُعْیینِی الْمَذاهِبُ فی سَعَتِها

وَتَضیقُ بِیَ الاَْرْضُ بِرُحْبِها

وَ لَوْلا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ

و زمینی که هر روز روز بر من تنگ‌تر می‌شد...

محرم رسیده بود ولی هنوز حال دلم خوب نشده بود

خوب که نشده بود هیچ

هر روز هم درمانده‌تر می‌شدم که باید چه کرد ..؟

در کار دلم مانده بودم

آنقدر که باید بر احوال دلم گریه می‌کردم

و می‌کردم...

حوصله حضور در هیچ جمعی را نداشتم

اعصاب نشستن در هیئت و تحمل مراسم را که دیگر هیچ

منی که سال‌ها هیئت به هیئت می‌چرخیدم و روحم پرواز می‌کرد با روضه‌ها، حالا زمینگیر شده بودم

و اگر نبود همراهی #زوجتي_المجاهدة شاید شب‌های محرم را هم در خانه می‌نشستم

به هر سختی که بود خودم را می‌رساندم به ایستگاه‌های صلواتی و موکب‌ها

تا نور بخورم و‌ نور بیاشامم، شاید که فرجی شود!

امّا

غمی در دل

و بغضی در گلو

و...

صبح عاشورا بعد نماز نشسته بودم

رو به قبله

ذکر می‌گفتم

استغاثه می‌کردم

قلبم را زنده کن

متحیّر

که چه باید کرد در روز عاشورا با این حال خراب دل

نه روحیه‌ای

نه شوقی

نه نشاطی

شرمنده‌ی خودم شده بودم که کار به اینجا رسیده

که صدای مهدی رسولی از تلویزیون بلند شد:

باید رفت!

باید دنبالِ پرچمت تا ابد رفت…

باید موند!

باید پای این روضه ها تا ابد موند…

یه عده پای حق که میرسه فراری و یه عده پای حق که میرسه فداییند…

چه کعبه رفته‌ها که حاجی هم نمیشن و چه کربلا نرفته‌ها که کربلاییند!

سفر به خیر، جوونی که شدی عاقبت به خیر…

سفر به خیر، به مقصدت رسیدی مثل زهیر

سفر به خیر

مبداء هیئت و مقصد کربلا

اشهد یا حسین، مشهد کربلا…

کربلا و کربلا و کربلا…

باید خوند

باید از تو و راه تو تا ابد خوند

باید گفت

باید از قیامِت آقا تا ابد گفت

یه عده دست و پا زدن که کربلا نرن!

یه عده دست و پا دادن تو راه کربلا...

ان‌شاءالله روز واقعه بهونه‌گیر نشیم

ان‌شاءالله جا نمونیم از سپاهِ کربلا

زیارته مسیری که شروعش شهادته

شهادته، شهادتی که پای ولایته

لیاقته لیاقته لیاقته…

شیعه سینه زن

شیعه سینه چاک

ذکرم یا حسین

حتی زیر خاک

یا حسین و یا حسین و یا حسین

...

بِذِكْرِكَ عاشَ قَلْبي محقق شد

زندگی داد

و زنده شدم

وَ بِكُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْكُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَكَاتِ وَ مِنَ النَّارِ

#و_دیگر_هیچ

پی‌نوشت‌ها:

۱. اَنْتَ کَهْفی حینَ تُعْیینِی الْمَذاهِبُ فی سَعَتِها وَتَضیقُ بِیَ الاَْرْضُ بِرُحْبِها وَلَوْلا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ

تویی پناه من هنگامی که درمانده‌ام کنند راه‌ها با همه وسعتی که دارند و زمین بر من تنگ گیرد با همه پهناوریش و اگر نبود رحمت تو بـطور حتم من هلاک شده بودم.

دعای عرفه امام حسین علیه السلام

۲. بِذِکْرِکَ عَاشَ قَلْبِی

به ياد تو دلم زنده است

دعای ابو حمزه ثمالی

۳. وَ بِكُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْكُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَكَاتِ وَ مِنَ النَّارِ

به واسطه شما خداوند ما را از خوارى، بيرون آورد و شدّت گرفتارى را از ما برداشت و ما را از آستانه پرتگاه هلاكت و آتش دوزخ، نجات داد.

زیارت جامعه کبیره

✍ اعلامیه پایان همکاری و قطع ارتباط از دو سال گذشته

✍ اعلامیه پایان همکاری و قطع ارتباط از دو سال گذشته

بسمه‌تعالی

در ظِلِ توجهات حضرت ولی‌عصر(عج)

پیرو استعفاهای مکرر ارائه شده از تاریخ ۱۳۹۷٫۱۲٫۱۷

پایان همکاری و قطع ارتباط کاری و‌ تشکیلاتی خود با دفتر رئیس‌جمهور دولت‌های نهم و دهم، دکتر احمدی‌نژاد را

از تاریخ ۱۴۰۰٫۲٫۱۵

اعلام می‌نمایم.

والسلام علی مَنِ التَّبَعَ الهُدی

پی‌نوشت:

اول: این اطلاعیه با توجه به مصالح اخلاقی و لزوم رعایت اصول فعالیت تشکیلاتی و جهت جلوگیری از هر نوع سوءاستفاده سیاسی بعد از دو سال تأخیر و صبر و‌ سکوت منتشر گردید.

دوم: این اطلاعیه صرفاً جهت اعلام عدم انتساب و مسئولیت متقابل عملکرد و مواضع سیاسی طرفین صادر گردیده و فاقد هرگونه اهداف سیاسی می‌باشد.

سوم: هر نوع سوءاستفاده سیاسی و نظرات شخصی له یا علیه افراد یا گروه‌ها ذیل این اطلاعیه یا با استناد به آن مورد تأیید نمی‌باشد و در صورت درج ذیل این پست حذف خواهد گردید.

✍ جشن ازدواجی که ادامه دارد...

✍ جشن ازدواجی که ادامه دارد...

به وقت جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹

سال‌ها پیش در دوره نوجوانی در قسمتی از کتاب تاریخ مشروطه دیده بودم که کسروی با حقد و کینه از رواج روضه‌خوانی در همه مراسم‌های ایرانیان از جمله جشن‌های ازدواج، پیش از دوره پهلوی و به صورت خاص پیش از مشروطیت و آغاز سلطه فرهنگی جریان سکولار غربزده بر جامعه یاد می‌کرد و اینکه توانستند با استحاله فرهنگی جامعه این سنت‌های شیعی را ازمیان مردم و خانواده بربیاندازند...

از همان روز به موازات نیتی که برای عقد در حرم پیر و مرادم خمینی کبیر داشتم، نیت کردم که اگر روزی ازدواج کردم حتماً در بخشی از مراسم آن روضه و ذکر مصیبت داشته باشم که این سنت را در حد بضاعت و توانم احیا کرده باشم...

سال‌ها گذشت و تقریباً بیست سال بعد در موقعیت ازدواج قرار گرفتم که متأسفانه با بروز وضعیت کرونا همزمان شد و ...

عقد را به هر شکل ممکن و با تأخیر در حرم امام(ره) اجرا کردیم اما با توجه به تشدید شرایط کرونا همه تلاش‌های ما جهت هماهنگی و برگزاری مراسم جشن ازدواج مطابق نیتم و در مکان خاصی که برای این موضوع در نظر داشتم برهم خورد و به پایان ماه ذی‌الحجه و ایام عزاداری ماه‌های محرم و صفر و از طرف دیگر شروع فصل سرما و بحرانی‌تر شدن وضعیت کرونا در کشور نزدیک شدیم!

ناگزیر مراسم را تا زمان مناسب عقب انداختیم و تصمیم گرفتم که فعلاً صرفاً با برنامه محدودی زندگی مشترک را آغاز کنیم...

یک هفته به شروع ماه محرم و ایام عزای حسینی مانده بود و فضای جامعه هم آکنده از ترس ناشی از بالا رفتن آمار تلفات کرونا!

برای تجدید بیعت با شهیدان و از طرف دیگر شکستن خفقان ترس و ناامیدی کرونایی جامعه، ابتدا با کاروان خودرویی به بهشت زهرا(س) تهران رفتیم و به شهدای خانواده‌ها شامل دایی‌هایم و عمویم و عموی همسرم ادای احترام کردیم و هدیه انرژی لبخندهای شادی مردم در مسیر رفت و برگشت و محوطه قطعه‌های شهدا از دیدن کاروان ازدواج و حضورمان را دریافت کردیم. 😊

بعد راهی منزل خانواده همسر برای ادای احترام و...

خلاصه

این پست را گذاشتم که هم خبرش را به رفقا اعلام کنم! 😎

و هم اینکه به رفقایی که دلخورند که به مراسم دعوت نشده‌اند اطلاع بدهم که مراسم جشن ازدواج مطابق قرار برگزار خواهد شد و طلبتان باشد...

😉😊😁

عکس‌های مراسم را هم می‌توانید در صفحه شخصی اینستاگرام بنده و کانال تلگرام دست‌نوشته‌های علی نورایی مشاهده کنید.

پانوشت:

#روضه_خوانی در جشن ازدواج را احیا کنید و از برکت آن بهره ببرید

#نحن_علي_العهد

#لحظه_های_خوش_متأهلی

#کجا_دانند_حال_ما_سبکباران_ساحل_ها

#یادی_که_در_دل_ها_هرگز_نمی_میرد_یاد_شهیدان_است

✍ کوتاه درباره حذف مردم در اصلاحات قانون انتخابات ریاست‌جمهوری

✍ کوتاه درباره حذف مردم در اصلاحات قانون انتخابات ریاست‌جمهوری

اتفاق مهمی در این روزها که همه حواس‌ها به موج جدید کرونا و محدودیت‌های آن و تولید و تأمین واکسن و یا انتخابات آمریکا و ترور شهید فخری‌زاده بوده افتاد و متأسفانه در بدنه جامعه نیز که تمرکزشان معطوف به حفظ جان و سلامت خود و خانواده و اطرافیان شان شده است ؛ واکنشی نداشت و اصولاً محل توجه واقع نشد، داستان اصلاح قانون انتخابات ریاست‌جمهوری و محدود شدن و حتی می‌شود گفت نقض حقوق ملت در پوشش این اصلاحات و قانونی کردن بی‌قانونی‌های ماقبلش در ردصلاحیت‌ها با تصویب این اصلاحات بود.

مواردی از قبیل شرط محدودیت سنی، شرط مدرک تحصیلی، شرط سوابق شغلی و از همه مهمتر تعریف از رجل سیاسی و محدودیت های مربوط به شرط سابقه تصدی در مقام‌های سیاسی طراز اول مشخص شده در قانون.

صراحتاً و بدون تعارف با این قانون جدید رسماً و قانوناً بسیاری از مردم عادی حتی با توانایی‌های بالقوه و یا بالفعل بسیار بالا دیگر نمی‌توانند برای ریاست جمهوری کاندید شوند یا حتی ثبت‌نام کنند و در صورت ثبت‌نام هم به صورت قانونی ردصلاحیت خواهند شد و فقط کارمندان عالی‌رتبه دولت و گزینه‌های احزاب و جریان‌های سیاسی می‌توانند در معرض انتخاب قرار گیرند.

بدون هیچ تعارفی این کار یعنی محدود کردن حق عمومی ملت برای انتخاب شدن و انتخاب کردن بر خلاف قانون اساسی و بستن مسیر اصلاح ساختاری و تغییر از بیرون ساختار و تلاش برای جدا کردن مردم از نظام و گرفتن منشاء و ریشه اصلی قدرت و مشروعیت نظام و حاکمیت.

این تغییرات قانون انتخابات خیلی موضوع خطرناکی است که بی سر و صدا در این شرایط و بدون جلب توجه انجامش دادند و شوکولات پیچش هم کردند که صدای هیچ کس درنیاید و اعتراض نشود، حتی در جریان خودمان! و جالب اینکه تقریباً هیچ کس هم اعتراضی نکرده چون در کوتاه مدت و در ظاهر مشکلی برای هیچ کس و هیچ جریانی وجود ندارد، ولی کسی متوجه اهداف پنهان پشت‌پرده و درازمدت این داستان در محدود کردن و نقض حقوق ملت در حوزه انتخاب کردن و در معرض انتخاب قرار گرفتن نیست.

به نظرم در مورد این تغییرات قانون انتخابات که برخلاف رویکرد عمومی و روح قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان میثاق ملی و دستاورد انقلاب و مستقیماً عامل محدود کردن حق عمومی مردم برای کاندیداتوری و در معرض انتخاب قرار گرفتن و انتخاب کردن است باید همه فعالان سیاسی و اجتماعی ورود سراسری پرقدرت اعتراضی کنند و موضع خودشان را مشخص کنند.

پانوشت:

تذکر

این موضوع تحلیل و نظر شخصی بنده است و به هیچ عنوان ربطی به مجموعه و جریان سیاسی‌ای ندارد.

✍ خداحافظ شیر رزمنده نسل لبیک یا خمینی

✍ خداحافظ شیر رزمنده نسل لبیک یا خمینی

خداحافظ حاج محمدعلی زرین‌قلم

خداحافظ جانباز نهضت خمینی

تنها سهمت از سفره انقلاب صندلی چرخدار زیر پایت بود

و

چفیه بر دوش و داغی در دل!

صدای فریادهای عدالت‌خواهانه تو همیشه برایم زنده خواهد ماند...

آنقدر برای حفظ و بالا ماندن بیرق امام خمینی شهر به شهر چرخیدی و فریاد زدی

که آخرش قسمتت همسایگی با خمینی شد...

سلام ما را به خمینی جانمان برسان

پیش خمینی شهادت بده

که ما غریبانه و تا پای جانمان

پای انقلاب و مکتبش ایستادیم

از تهدید و زندان و شلاق و شکنجه نترسیدیم

...

هرگز فراموش نمی‌کنم،

شبی را که پس از ماجرای ضرب و شتم وحشیانه‌اش در نمازجمعه تهران توسط حضرات مدعی برای بستن دهانش و خفه‌کردن فریادهای عدالت‌خواهانه‌اش به جرم احمدی‌نژادی بودن، برای ضبط پیام تصویری در خصوص ماوقع و افشای توحش مدعیان تازه به دوران رسیده و نوظهور انقلاب و ولایت که به یک جانباز ویلچر نشین هم رحم نکرده بودند ؛ به منزلش رفته بودیم، سه بار ضبط را تکرار کردیم، هر بار موقع ضبط ماجرا را سربسته و بدون ذکر جزئیات و افشای هویت سازمانی حضرات و‌ توهین‌ها و ضرب و شتم انجام شده بصورت کلی تعریف می‌کرد و علی‌رغم اصرار من و‌ عصبانیتم از عمل زشت حضرات تلاش می‌کرد تا شدت قبح ماجرا را بپوشاند و از حق خودش در این داستان بگذرد، تا بیان اتفاقی که برایش افتاده و انتشار جزئیات آن باعث تضعیف نظام و نمازجمعه به عنوان یادگار خمینی نشود و ...

زرین‌قلم‌ها از حق خود گذشتند اما از حق مردم نگذشتند و‌ پای مطالبه حق مردم و آرمان‌های نهضت خمینی ایستادند و فریاد زدند تا فریادشان در تاریخ ثبت شود که فرداها هم‌مسلکان همان وحوشی که در نمازجمعه به جانباز یادگار نسل رزمنده‌های خمینی رحم نکردند با ضرب و شتم و چپ کردن ویلچر و بر زمین کوبیدن یک جانباز تلاش کردند تا فریاد نسل خمینی را حتی در نماز جمعه خفه کنند مدعی یاد و نام و دستاورد فداکاری شیر رزمنده‌های نسل لبیک یا خمینی نشوند...

.

پانوشت:

تصاویر را در صفحه شخصی اینستاگرام بنده و کانال تلگرام دست‌نوشته‌های علی نورایی مشاهده کنید.

#لبیک_یا_خمینی

#نهضت_ادامه_دارد

#نحن_ابناء_الخميني

#خمینی_عزیزم_راهت_ادامه_دارد

#ما_با_قامتی_به_بلندای_ابدیت_ایستاده_ایم

#ندای_هل_من_ناصر_حسینی_لبیک_یا_خمینی

#خمینی_عزیز_پرچمی_را_که_تو_برافراشتی_هرگز_بر_زمین_نخواهیم_نهاد

✍ #سَیِّدي_مٰاکُوٱ_مِثْلُكَ_الْغَریبْ

✍ #سَیِّدي_مٰاکُوٱ_مِثْلُكَ_الْغَریبْ

اول

ان‌شاءالله روز قیامت #پاهای_برهنه ما در دسته عزاداری بازار تهران در #ظهر_عاشورای_کرونایی که حضرات در سال ۹۹ برایمان درست کردند و ما سر خم نکردیم که مجلس روضه یا دسته عزاداری را به بهانه‌های واهی جماعت خودباخته و بی‌هویت تعطیل کنیم، گواهی خواهند داد که

تنها

اعتبار

و‌

افتخار

ما

در این دنیا

حسینی بودنمان است

و از حسینی بودن و‌ روضه اباعبدالله الحسین علیه السلام به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی رسیده‌ایم، نه اینکه جمهوری اسلامی ما را انقلابی و حسینی کرده باشد...

#بماند_قضیه_اش

.

دوم

از شدت خشم و عصبانیت از وضعیتی که حضرات امسال در موضوع هیئات و مجالس روضه و علی‌الخصوص فرصت عقده‌گشایی که برای جماعتی که کینه این بساط را در دل داشتند ایجاد کردند، بر خلاف رویه معمولم که تعمداً و به نیت ترویج خیلی تصاویر را بالا می‌گذارم، تصاویر پیاده‌روی‌مان در دسته عزاداری با پای برهنه را امسال تا الان که سه ماه گذشته نتوانستم منتشر کنم، که اگر منتشر می‌کردم خیلی حرف‌ها را راجع به سالوس‌های بی‌شرف و منافق ظاهر‌الصلاح کاسب به نام دین و ولایت می‌زدم که در شرایطی که الان هستم شاید صلاح نباشد بیشتر از این درگیری قضائی داشته باشم

امّا

به عهدی که بر عهده‌مان بود عمل کردیم و از احدی و ... در ایستادن پای پرچم ثارالله نترسیدیم، کما اینکه قبلش هم در ایستادن پای بیرق خمینی و آرمان‌های انقلاب و پرچم عدالت نترسیدیم و هزینه‌اش را دادیم...

.

سوم

آنهایی که تلاش کردند با بهانه‌های واهی و پوچ به اسم سلامت و در حقیقت از کینه مکتب ما، بساط محبت اهل بیت را جمع کنند که تکلیفشان معلوم بود و بیشتر هم معلوم شد وقتی حتی با برگزاری مراسم‌ها در فضای باز هم مخالفت کردند و یا اعلام کردند که از دسته‌های عزاداری جلوگیری شود

امّا

حضرات پرادعایی که عمری بر سر این سفره چریده بودند و‌ از صدقه سر این موضوع اسم و‌ رسم و اعتباری پیدا کرده بودید ولی امسال با ترس از بیماری یا اینکه به دلیل برگزاری مراسم فردا برایتان داستان درست کنند صحنه را خالی کردید و پرچم عاشورا را زمین گذاشتید و ... حاشا به شرف نداشته‌تان!

.

چهارم

#مخاطبین_خاص تازه انقلابی و حزب‌اللهی شده مدعی ولایت بدون سابقه حتی یک سیلی خوردن در انقلاب و جنگ و فتنه

.

پانوشت:

تصاویر را در صفحه شخصی اینستاگرام بنده و کانال تلگرام دست‌نوشته‌های علی نورایی مشاهده کنید.

#اعتبار

#افتخار

#پا_برهنه

#پا_برهنه_ها

#بچه_هیئتی

#دسته_عزاداری

#لبيك_ياحسين

#ندای_هل_من_ناصر_حسینی

#أََمیری_حُسَیْنٌ_وَ_نِعْمَ_الْأَمیر

#حسینی_بمان_و_حسینی_بمیر

#بالروح_بالدم_نفديك_يا_حسين

#أبد_ولله_يا_زهراء_ما_ننسى_حسينا

#شيعتي_مهما_شربتم_عذب_ماء_فاذكروني

مجلسی که باید در شأن انقلاب اسلامی باشد

صبح انتخابات فرا رسیده و سؤال اساسی:

به چه کسانی و کدام جریان سیاسی رأی بدهیم؟

 

من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد

 

مجلسی که در روز غربت انقلاب اسلامی اولین فدایی و پاسدار این انقلاب باشد نه اینکه مرکز عملیات روانی ....

مجلسی که در آن با اشاره برخی ها نظر نایب امام زمان(عج) را که کاشف از از نظر معصوم است به رأی نگذارند

مجلسی که نمایندگان در راهروهای فلان مجموعه برای حفظ محبوبیت اجتماعیشان بالا و پایین نروند و معامله نکنند

مجلسی که نمایندگان آن برای دریافت مدرک تحصیلی بالاتر خودفروشی سیاسی نکند

مجلسی که نماینده آن با ادعای بزرگ زادگی دیگران را کوچک زاده ننامد و فرزندان معنوی را روح الله را مشتی اراذل ساندیس خور ننامد

مجلسی که واقعا عصاره ی فضایل ملت باشد

من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد

تکلیف ما باید با انقلاب اسلامی روشن باشد

من تا  آنجا با هر شخص و مجموعه ای نسبت دارم که او با انقلاب اسلامی نسبت داشته باشند

و فقط به کسانی برای نشستن بر کرسی های قانونگذاری این نظام رأی خواهم داد که آنان نیز تکلیف خود را با انقلاب اسلامی به صورت شفاف مشخص کرده باشند

سلبی و ایجابی

به کسانی که نتوانم نسبت آنان را با انقلاب اسلامی درک کنم رآی نخواهم داد...

...............................

من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد


 

من به لیست های بسته شده توسط سیاستبازان حرفه ای  رأی نخواهم داد

من به رئیسی که نظر رهبر انقلاب اسلامی را به در مجلس به رأی گذاشت و با اینکار یک رویه جدید ایجاد کرد که همواره روسای بعدی مجلس ها هم بتوانند نظر رهیر انقلاب را در موارد مختلف به رای بگذارند و تضعیف کنند (کاری که حتی مهدی کروبی در قضیه اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم از آن اجتناب کرد و نظر نایب الامام را واجب الاطاعه خواند تا این رویه شکل نگیرد و یک تنه در مقابل یک مجلس اصلاح طلب ایستاد) فارغ از تمام ابهامات موجود در پشت پرده های سیاسی رآی نخواهم داد

من به نمایندگانی که به مصوبه ی خلاف نظر رهبری رآی دادند؛ رأی نخواهم داد

 

من به کسانی که یک هفته انقلاب اسلامی را در فتنه غریب گذاشتند و خفه خون گرفتند رأی نخواهم داد

من به ساکتین و مردودین فتنه که نگران از سرانجام کار نظام و سرنوشت خود در فردای پیروزی فتنه گران با سکوت خود به براندازی نظامی که میراث خون شهیدان هزاران سال مبارزه ی خونین حق طلبان با طاغوت ها است؛ کمک کردند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که با جریان اشرافیت سر در یک آخور دارند و علی رغم لاف انقلابی شان در کاخ های شمال شهر زندگی می کنند و آرمان های انقلاب و ساده زیستی امام راحل و امام حاضر را به سخره می گیرند رأی نخواهم داد

من به نمایندگان وابسته به هزار فامیل فساد سیاسی و اجنماعی رأی نخواهم داد

من به نماینده ای که هر اعتباری دارد به عنوان یک چهره رسانه ای جانباز و رزمنده و بسیجی است اما در خفا، چشم در چشم من بسیج و بسیجیان را تحقیر کرده است رأی نخواهم داد

من به آقازاده های فحاش از تریبون مجلس و خود بزرگ زاده بین رأی نخواهم داد

 

من به کسانی که حاضرند در معادلات قبیله ای معامله گران بر سر آرمانهای انقلاب اسلامی شرکت کنند و در لیست های وحدت بین القبایل بر سر خوان غارت انقلاب اسلامی نامشان در کنار نام هر کس و ناکسی قرار بگیرد رأی نخواهم داد

من به بزرگانی که حاضر شده اند نامشان در لیست های انتخاباتی در کنار هر خودفروش سیاسی و خائن به انقلاب اسلامی قرار بگیرد و شرم نمی کنند رأی نخواهم داد

 

من به انحصارطلب ها و اقتدارگراها رأی نخواهم داد

من به کسانی که ولی نعمتی مردم را برخود فراموش کرده اند رأی نخواهم داد

 

من به کسانی که از هر کاه ایراد و اشتباه دولت احمدی نژاد در سالهای گذشته کوهی در رسانه ها ساختند اما لجنزار انواع فساد های سیاسی و اجتماعی و اخلاقی جریان سیاسی متبوع خود را فراموش کردند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که هدفشان از حضور در مجلس به قدرت رساندن یک جریان سیاسی خاص در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده باشد رأی نخواهم داد

من به کسانی که از لحظه نشستن بر صندلی های مجلس مشکلات مردم را فراموش می کنند و خود را برتخته عاج تصور می کنند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که برای خود حقوق مادام العمر مصوب کنند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که از پول بیت المال مسلمین به سفرهای بی مورد خارجی می روند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که صندلی مجلس را غنیمت جنگی حزب خود می دانند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که با اشراف بر سر یک سفره بنشینند رأی نخواهم داد

 

من به اشرافیت انقلاب اسلامی رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که اخلاص در عمل نداشته باشند

رأی نخواهم داد

من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد

من به لیست های بسته شده توسط سیاستبازان حرفه ای  رأی نخواهم داد

 

من به نماینده ای رای می دهم کلام و عمل او تالی تلو روح الله باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که مانند احمدی نژاد امام خمینی(ره) را یک حقیقت مدار بداند نه یک سیاستمدار و با این الگو عمل سیاسی خود را تطبیق داده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که همچنان آرمانهای عدالتخواهی و استکبارستیزی و ساده زیستی جنبش 84 را فریاد بزند

من به نماینده ای رأی می دهم که در مرحله ی اول انتخابات 27خرداد 84 که تمام جریانات سیاسی از هم تفکیک شده بودند (و نه در 3تیر84 که آش شله قلمکار مخالفین هاشمی شکل گرفته بود) درکنار ما به احمدی نژاد بر اساس تکلیف و نه بغض هاشمی رأی داده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که سابقه تقابل و سهم خواهی از دولت مظلوم احمدی نژاد را نداشته باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که اگر به احمدی نژاد انتقاد می کرد برای رضای خدا و اصلاح امور و برادرانه و بدون اغراض سیاسی و هیاهوی رسانه ای بوده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که سابقه تخریب و سیاه نمایی بر علیه انقلابی ترین دولت تاریخ کشور را بر خلاف نظر رهبری نداشته باشد

من به نماینده ای رأی میدهم که به رئیس جمهور رسمی کشور بر خلاف نظر رهبری در صحن مجلس و انظار عمومی توهین نکرده باشد و تهمت نزده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که در طراحی خواص رأس فتنه بازی نکرده باشد و رئیس جمهور رسمی کشور را برخلاف نظر رهبری منحرف نخوانده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که نص کلام رهبری را در مورد اصلی و فرعی کردن مسائل و فراموش نکردن جبهه ی اصلی نصب العین خود کرده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که متوجه تأکیدات مکرر رهبری بر لزوم فراموش نکردن ماهیت برانداز فتنه گران 88 شده باشد و در مقابله با آنان تمام تعارفات و نسبت های فامیلی و دوستی قدیم را به کناری نهاده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که در فتنه 88 سکوت نکرده باشد و در دفاع از انقلاب سینه سپر کرده و فریاد زده باشد نه آنکه بر تریبون مجلس به مظلومیت امیر فتنه گران اشک غربت ریخته باشد و بر سر انقلاب منت گذاشته باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که با شخصی که پس از تاکیدات مکرر رهبرم هنوز فتنه را فتنه نمی خواند و کدورت می نامد نسبتی نداشته باشد نه آنکه در لیستی در کنار حامیان و سرسپردگان او قرار بگیرد به بهانه ی وحدت

من به نماینده ای رأی می دهم که در مقابل پای رهبرم بایستد و و احترام بگذارد نه آنکه لم داده بر صندلی خود به قیام کنندگان و شعاردهنگان به احترام رهبرم پوزخند بزند

من به نماینده ای رأی می دهم که در لیستی قرار نگرفته باشد که اعضای لیست در 9دی88 به شعارهای انقلابی مردم بر علیه خواص رأس فتنه و شرکای اقتصادیشان معترض باشند

من به نماینده ای رأی می دهم که در طرحهای بزرگ اقتصادی (از قبیل طرح تحول اقتصادی و هدفمندی یارانه ها) و تصویب بودجه سالانه ی انقلابی ترین دولت تاریخ کشور در اوج تحریم ها و فشار های خارجی کارشکنی نکرده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که همواره فریاد عدالتخواهیش در گوش مستکبران همچون کابوسی نقش بسته باشد و حامی مستضعفین و پابرهنه ها به عنوان صاحبان حقیقی انقلاب باشد

من به سیاست بازان و سیاستمداران حرفه ای و محافظه کار رأی نخواهم داد

من به نماینده ای رأی می دهم که فدایی انقلاب اسلامی باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که

اخلاص در عمل داشته باشد

من به مجلسی رأی می دهم

که در شأن انقلاب اسلامی باشد

من یک انقلابیم

و تنها به وفاداران حقیقی و مبارزان در طریق آرمانهای انقلاب اسلامی

رأی خواهم داد


#من_به_مجلسی_رأی_می_دهم_که_در_شأن_انقلاب_اسلامی_باشد

پانوشت :
نمی دانم که تاثیر وضعی شرایط عینی جامعه بر من است یا نشانه ای از تغییر نویسنده به اقتضاء تغییرات روحی و جسمی اش که هر چه کردم منطبق با زمان حال، مشابه این یادداشت را که برای انتخابات مجلس در اسفند ماه سال ۹۰ نوشته بودم با همین سبک و نگاه دوباره بنویسم نتواستم و از طرفی با این نوشته آنچنان پیوند روحی عمیقی دارم که نتواستم قید بازنویسی مجددش را بزنم و ناگزیر به بازنشر مجدد همان متن دوست داشتنی با تغییراتی اندک شدم
امیدوارم که مورد پسند دوستان واقع شده باشد
@alinouraei_note

https://telegram.me/joinchat/AhPsHjvxk6wYj_Cv3zv4qA

 

 

 

از رنجی که می بریم...

چهار سال پیش در چنین ایامی به رسم هر دوره انتخابات مجلس ؛ یادداشتی نوشتم با عنوان:

«من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد»

یادداشتی که در آن بر اساس شرایط آن مقطع ویژگی های حداقلی سلبی و ایجابی یک نماینده مجلس شورای اسلامی را ذکر کرده بودم که به آنها رأی خواهم داد، چرا که در صورت موفقیت در انتخابات، حداقل های صفات یک نماینده مجلس در شأن انقلاب اسلامی را دارا هستند و ...

چهارسال گذشت و دوباره به شب انتخاب رسیده ایم و لیستی که از بین چند هزار نامزد انتخاباتی عضو در ائتلاف ها و جبهه های گوناگون ؛ پس از گذشت یک ماه و با چشم پوشی از اخبار پشت پرده و نگاه مثبت به عملکرد اشخاص، تازه به سختی شمارگان نفرات عضو در آن به عدد 10 رسیده است؟!؟

لیستی که از تمام نفرات عضو در آن در دوره های قبل تنها یک نفر باقی مانده که در چهارچوب های انقلاب اسلامی هنوز حائز شأن نمایندگی مجلس شورای اسلامیست!

اما، چرا؟؟؟

چگونه است که در مجلسی که به فرموده ی امام راحل قرار بود عصاره فضایل جامعه باشد نمایندگانی که پس از عبور از فیلترهای گوناگون در هر دوره با ذکر و دعا و آرمانخواهی و اصول گرایی و حتی اصلح طلبی انقلابی راهی مجلس شورای اسلامی کرده ایم ؛ امروزه دیگر در چشم ما فاقد ارزش و آرمانهای مدنظرمان گردیده اند و متهم به عدول از آرمان هایمان و آرمان هایشان!!!

کلمه فاجعه در قلب طپنده ی ساخت سیاسی یک نظام مردمی ارزشمدار و نوپا که قرار بود حرکت باشد از ظلمات جاهلیت طاغوت ها به روشنایی صبحگاهی حاکمیت کلمه توحید و فطرت انسانی ؛ نشانی جز این بعید است که تواند داشته باشد و تازه این از نتایج سحر است...

موج بی اعتمادی عمومی و نارضایتی اجتماعی و متلاشی شدن ساخت فرهنگی جامعه را هم که تبعات عینی خود را در به صورت واضح در آینده ای نه چندان دور نشان خواهد داد می توانید به عنوان بخشهای هنوز پنهان در زیر آب این کوه یخ به حساب آورید که البته با به صدا درآمدن زنگ ها دیگر شنیدن صدای پای اسبهایی که در راه هستند کار سختی نخواهد بود.

پیرامون چرایی رسیدن ما به شرایط حاد کنونی و سرخوردگی عمومی نیروهای انقلاب به عنوان اقلیت پیشرو و فعال در جامعه حرف برای گفتن زیاد است اما

لب خموش و دل پر از آوازها...

فارغ از نتیجه این دوره انتخابات مجلس، فکر می کنم موضوعی که ارزش اندیشیدن بر آن کمتر از فعالیت های سیاسی متداول و تنظیم و تبلیغ لیست های انتخاباتی نباشد ؛ آسیب شناسی و تأملی بر مسیر طی شده ما در چهار دهه حیات سیاسی جمهوری اسلامی به منزله بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی و تلاش جهت بازخوانی خط امام و تبیین مبانی و آرمانهای انقلاب اسلامی است، پیش از آنکه دیگر زمانی برای به خود آمدن ما باقی نمانده باشد...

والعاقبة للمتقین

پانوشت:

#من_به_مجلسی_رأی_می_دهم_که_در_شأن_انقلاب_اسلامی_باشد

 

 

پرشین گیگ فیلتر شد...

#فیلترینگ
#دستاوردی_دیگر از
#دولت_تدبیر_و_امید
امروز که خواستم مطلبی را روی وبلاگم بگذارم ؛ متوجه شدم که در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و در راستای زدودن هر گونه شائبه از اذهان مردم در زمینه مسیر مدنظر عالیجنابان برای مهندسی جامعه در دوران #پسا_برجام، سایت #مبتذل و #مستهجن پرشین گیگ هم #فیلتر شد...
با تشکر از همه حضرات
علی الخصوص
#شورای_عالی_فضای_مجازی
#باشد_که_رستگار_شویم

پانوشت :
#اینترنت
#من_انقلابیم
#رسانه_مستضعفین
فکر کنم مدتها پیش رهبر معظم انقلاب اسلامی (نقل به مضمون) فرموده بودند: اینترنت یکی از بزرگترین نعمت های الهی و بهترین فرصت ها برای تبلیغ و ترویج انقلاب اسلامی در سطح ایران و جهان است
و حضرات هم که...
حالا ما که هيچ
اما امیدوارم برای جماعت منورالفکر غربزده ای که روی #عالیجناب و مهره هایش برای باز شدن فضای جامعه و نوسازی ساخت سیاسی کشور حساب باز کرده بودند ؛ این فیلترینگی که از دوران آزاداندیشانه اصلاحات و جناب خاتمی آغاز شد و کماکان در دولت تدبیر و امید جناب روحانی با وجود همه وعده و وعیدهایش به حامیان و رأی دهندگانش با شدت و حدت ادامه دارد ؛ مشتی از خروار ادعاهای پوچ حضرات و مایه عبرت باشد...
#امنیتی_ها
#دیکتاتوری
#خفقان_سیاه
#یاد_آر_ز_شمع_مرده_یاد_آر
#والعاقبة_للمتقین

@alinouraei_note
https://telegram.me/joinchat/AhPsHjvxk6wYj_Cv3zv4qA

شهربانی یا شهربان

#کرامت_انسانی
#حقوق_شهروندی


#شهربانی یا #شهربان
#دستفروش ها هم انسانند و شهروند


صحنه ای که امروز غروب قلب بسیاری  از رانندگان خودروهای عبوری در ترافیک شامگاهی اتوبان همت را به درد آورد و موجب واکنش برخی از شهروندان شد ؛ برخورد مامورین شهربانی! نه!؟! ببخشید شهربان های شهرداری یا همان عوامل قدیمی مبارزه با سدمعبر  شهرداری با یک گلفروش دوره گرد در ترافیک شامگاهی اتوبان همت بود، مامورانی که در سالهای اخیر و به یمن جلوس جناب قالیباف بر جایگاه شهرداری تهران ؛ سر و سامانی یافته اند و از ظاهر ترسناک و بدهیبت و بی ضابطه ی قدیم این مجموعه، تبدیل به تشکیلاتی حداقل در ظاهر منظم و مجهز و متحدالشکل و طبیعتا با قدرت و تحرک بالاتر به یمن تجهیزات و سازماندهی مدرنشان گردیده اند برای مقابله با معضل اجتماعی و حتی تا حدودی امنیتی بی انضباطی شهری و البته در خصوص تعیین مصادیق این بی انضباطی ها  حسب ظاهر بنا بر قاعده لذت بخش جهان سومی ضعیف کشی، گویا در اولویت پاکسازی مظاهر بی انضباطی؛ یکی از مهمترین و اصلی ترین مظاهر بی انضباطی شهری دستفروش های عموماً مستضعف و بینوا هستند.
بسیار خوب، تا اینجای کار بنابر قاعده تمکین به چهارچوب و قواعد شهرنشینی و انضباط اجتماعی با وجود اینکه برخورد با معلولی به عمق تاریخ اجتماعی یک ملت مثل پدیده دستفروشی راه حل نهایی نیست ؛ اما قبول و حرفی در آن نیست که در یک جامعه قانونمند و پیشرفته نمی شود پدیده دستفروشی را نادیده گرفت و رها کرد تا ظاهر شهر را نامنظم بنماید و بسیاری اثرات منفی دیگر که بر رها کردن آن مترتب است.
اما،
سوال اساسی اینجاست
چه کسی و چگونه باید با این معضل اجتماعی برخورد نماید؟
شیوه عملکرد ماموران شهرداری در مقابل این موارد که به صورت روزمره برای تمام اهالی شهر قابل مشاهده است ؛ ضبط اموال دستفروشان و در صورت مقاومت دستفروش بینوا که معمولا اجناس در حال توقیف کل دارایی اوست هم  مشخص است که چه اتفاقی می‌افتد....
اما سوالی که در هنگام مشاهده عینی این صحنه های ناخوشایند به وجود می آید اینست که
جایگاه قانونی مامورین وابسته به یک شرکت خصوصی یعنی شرکت شهربان که تازه خودش وابسته به تشکیلات یک نهاد عمومی خدماتی یعنی شهرداری است و  یک نهاد دولتی و یا قضایی محسوب نمی‌شود در برخورد با شهروندان فرضاً متخلف تا کجاست؟ 
عملکرد قابل مشاهده این نیروها بیشتر از آنکه تداعی کننده تصویری از شهربان های وابسته به شهرداری به عنوان یک نهاد عمومی خدماتی و فرهنگی و اجتماعی جهت برقراری انضباط شهری باشد ؛ تداعی گر اختیارات و وظایف قانونی انتظامی شهربانی سابق کشور است که به عنوان ضابط قضایی اختیار برقراری انضباط اجتماعی را بر عهده داشت.
آیا عوامل شهربان شهرداری تهران که اقدام به برخورد فیزیکی با متخلفان از انضباط شهری و توقیف اموال مردم (دستفروش ها هم شهروند و جزء مردم این کشور و دارای حقوق شهروندی هستند) می نمایند ؛ ضابط قضایی هستند؟!؟ و اختیارات قضایی پس از گذراندن دوره های آموزشی لازم به آنان تفویض گردیده؟!؟ و یا اینکه چون دستفروش ها از اقشار ضعیف و بی پشتیبان جامعه هستند هر کسی به محض قرار گرفتن در پایین ترین سطوح مدیریتی و تصمیم گیری هر نوع برخورد سلیقه‌ای که صلاح بداند نسبت به آنان ؛ بدون در نظر گرفتن کرامت انسانی و حقوق شهروندی این اقشار آسیب‌پذیر به شدیدترین و تحقیرآمیزترین شکل ممکن که هویت و کرامت انسانی یک انسان را نابود می نماید؛ انجام می دهد؟؟؟

و چع کسی در آینده پاسخگوی تبعات منفی اجتماعی و فرهنگی و احتمالاً امنیتی این مدیریت های سلیقه ای و خودسرانه خواهد بود؟!؟
وقایعی که حتی اگر کسی به چشم ندیده باشد با جستجویی در اخبار رسانه ها با آن مواجه می شود پاسخ عینی این سوالات است و گویا حتماً هربار باید یک اتفاق تلختر رخ داده و رسانه ای شود تا حضرات پشت میز نشین بخشنامه صادرکن از ترس رسانه ها سر و سامانی به مجموعه های زیر نظرشان بدهند...

#فأين_تذهبون
#الملك_يبقي_مع_الكفر_و_لا_يبقي_مع_الظلم
#والعاقبة_للمتقين

پانوشت :
حضرات فراموش نکنید که این انقلاب بر دوش همین اقشار آسیب‌پذیر و مستضعفین و با پشتوانه خون سرخ آنان تحقق یافت و صندلی های مدیریت و ریاست امروزتان بر شانه های چه کسانی ثبات یافته است!؟!
مدیران و مسئولان امروز به یاد بیاورند که اولین رئیس جمهور مکتبی این کشور با افتخار از سابقه ایستادن روی پای خود و دستفروش بودنش یاد می کرد...

@alinouraei_note
https://telegram.me/joinchat/AhPsHjvxk6wYj_Cv3zv4qA

درباره حمله به سفارت سعودی

#خشم_مقدس
#لعن_الله_علی_آل_سعود
#حاشیه_های_مهمتر_از_متن


بعد از نظر صریح رهبری در خصوص منع از ورود به سفارتخانه های خارجی در تجمعات، ورود و تعرض به حریم این اماکن را حرام و خلاف شرع و قانون می دانم،
اما نکته ای که در هر دو مورد (چه واقعه اخیر سفارت عربستان
و چه داستان تسخیر لانه روباه پیر انگلستان خبیث)
نباید نادیده گرفته شود، از نظر بنده اینست که
مسئولیت حفظ امنیت اتباع و اماکن دیپلماتیک خارجی بر عهده ناجا است و وظیفه ای است که بخاطرانجامش وجود دارند و حقوق می گیرند و...
تجمع و اعتراض و حتی گاها تعرض مردم به سفارتخانه ها در حالت خشم و ناراحتی عمومی جامعه یک امر معمول در همه جای دنیا است و حتی از منظر رسانه ای امری طبیعی، قابل درک، تا حدی مفید و قابل بهره برداری های مثبت از باب استفاده از فشار اجتماعی افکار عمومی و جهت دهی به آن در راستای منافع ملی برای هر کشوری است،  اما نکته ای که اینجا و بصورت خاص این بار نباید گذاشت که بر خلاف همیشه مغلطه و سفسطه در خصوصش انجام شود این است که
مقصر اصلی که باید توبیخ شود گم نشود!
این وظیفه ناجا بوده که با پیشبینی و پیشگیری و تامین منابع انسانی لازم اعم از لباس شخصی و لباس رسمی از اتفاقات ناخواسته جلوگیری کند و الا  از مردم عادی عصبانی و خشمگین توقع دیگری غیر از این نیست که به سمت تنها نماد و مظهر حکومتی که از دست آن ناراحت شده اند  شدیدترین اعتراض ها را انجام دهند.
اما در بررسی یک واقعه باید به لایه هایی مهمتر از سطح آن  دقت کرد تا مقصران اصلی شناسایی و توبیخ شوند، نه مثل همیشه چند نفر آدم عادی که احساساتشان تحریک شده و از روی خشم مقدسشان در حالت ناراحتی کاری را ناخودآگاه انجام داده‌اند ؛ را مقصر معرفی کرده و سر و ته داستان را به هم بیاورند.

این بار داستان فرق می کند، علی الخصوص با توجه به تاکید رهبری بعد از داستان سفارت انگلیس و تجربه های موجود ؛ غفلت اتفاق افتاده دیگر قابل توجیه نیست که مسئولیت را باز بر عهده مردم خشمگین بیاندازند ؛ بلکه باید صدر تا ذیل ناجا در خصوص دلایل و نقاط ضعف و غفلت های منجر به این واقعه پاسخگو باشند و مقصرین که در انجام وظایف خود کوتاهی کرده اند مشخص گردند... کلیه رده هایی که در این خصوص مسئولیت داشته اند اعم از فرماندهی کل، فرماندهی فاتب، پلیس امنیت، پلیس دیپلماتیک، یگان امداد، قرارگاه ضداغتشاش، سرکلانتری منطقه، پایگاه پلیس امنیت منطقه و غیره
حالا وقت حسابکشی از حضرات است و نباید گذاشت که مثل هر بار صورت مسئله را پاک کنند.
#و_من_الله_التوفیق
@alinouraei_note

من، تو و رسانه های دوران جدید

Telegram.me/alinouraei_note

✍✍✍

بسم الله الرحمن الرحیم
 فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ
 پس به هر جای که رو کنيد ، همان جا رو به خداست...

📝 من، تو و رسانه های دوران جدید 📝

 

#وبلاگ
#گوگل_پلاس
#اینستاگرام
و حالا #کانال_تلگرام
برای راه اندازی کانال تردید داشتم
به یک دلیل ساده
از ابتدای فعالیت در فضای #رسانه، تمرین کرده بودم که بر خلاف بسیاری، #وبلاگ_نویس باقی بمانم و با مخاطبم تبادل نظر داشته باشم تا از انتزاعی شدن فضای اندیشه و ذهنم جلوگیری کنم و در دو #شبکه_اجتماعی محبوبم گوگل پلاس و اینستاگرام نیز با همین رویکرد تلاش کردم که رویه ی باز بودن فضای نظرات و تعامل با مخاطب را حفظ کنم و...
ظهور کانال های تلگرام از یک نظر نوعی واپس گرایی رسانه ای از رسانه تعاملی مدرن به رسانه ی یکسویه ی سنتی بود ؛ که در ابتدا بسیاری از فعالین رسانه معتقد به شکست سریع آن بودند اما در نتیجه ی افراط در فضای تعامل افراد در گروه ها و بمباران اطلاعاتی کاربران در #شبکه_های_اجتماعی_موبایلی که موجب خسته شدن ناخودآگاه کاربران این شبکه ها از حضور در گروه های تعاملی گردیده بود، بر خلاف پیش بینی ها این سبک جدید و سنتی رسانه مورد استقبال کاربران شبکه های اجتماعی قرار گرفت.
به شخصه هر چند به دلیل تمایل جهت حفظ مرجعیت وبلاگم در ابتدای این موج با آن همراه نشدم ؛ اما لزوم همراه بودن با تحولات ابزاری رسانه و تعامل با نسل جدید مخاطبین، دلایلی برای ایجاد کانال شخصی تلگرام به موازات وبلاگ گردید.
دوستانی که با سابقه دست نوشته های برادر کوچکشان در فضاهای مختلف آشنایی دارند قطعا مستحضرند که تلاش کرده بودم تا فضای محتوایی و نگارشی در هر کدام از رسانه هایی که حضور داشتم ؛ خاص خود آن رسانه و متفاوت از سایر تولیدات محتوایی حقیر در رسانه یا شبکه های دیگر باشد که ان شاء الله در این کانال هم این نکته را جهت احترام به مخاطبین در کانال تلگرام هم مدنظر خواهم داشت.
در خصوص رویه محتوایی کانال نیز تلاش می شود تا محتوای به روز متناسب با فضای شبکه اجتماعی و مشتمل بر اخبار فوری غیر رسمی، اطلاع رسانی های خاص، تحلیل های غیررسمی در زمینه های مختلف و یادداشت های کوتاه در اختیار مخاطبین قرار گیرد.
و البته کماکان وبلاگ #راهبرد_مقاومت نیز فعال و محل اصلی قرار گرفتن یادداشت ها و مقالات موضوعی بنده خواهد بود.


والعاقبة للمتقین...

 

http://Alinouraei.blogfa.com
Alinouraei@gmail.com
g+: علی نورایی
Insta: alinouraei_
Telegram.me/alinouraei
@alinouraei
Telegram.me/alinouraei_note
@alinouraei_note

عکس العمل خشن هاشم بافقی

 

#حرفهایی_برای_نگفتن

خطوط قرمز در تدبیر و امید هسته ای

در یک نگاه کلی و میدانی به سیر مذاکرات پیرامون پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران می توان گفت که دولت جمهوری اسلامی و فراتر از آن کلیت نظام؛ امروز پس از دوازده سال مذاکره با طرف مقابل و به طور خاص دولت آمریکا به عنوان تصمیم گیرنده نهایی در طرف مقابل خود؛ به سطحی از توافق با طرف مقابل، به این معنی که طرفین سقف خواسته های خود و خطوط قرمز مدنظرشان را در مذاکرات و اعلامیه های سیاسی شان بیان کرده  اند، دست یافته است که در این مرحله دیگر باید بر اساس این خواسته ها و خطوط قرمز سازوکار و ساختار توافق و تعامل نهایی طرفین شکل بگیرد

ادامه نوشته

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز...

تفالی به حافظ و...

 

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک

بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود

دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد

عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود

آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است

آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم

خم می دیدم، خون در دل و پا در گل بود

بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق

مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود

پانوشت:

بنفسی انت...

لیاقت نداشتیم که فدایت شویم...

والعاقبة للمتقین

نه سیاستمدارها!