فتنه جدید علیه شیعه

 


"الاسباط" نامی است که این روزها آن را بسیار می‌شنویم و برایمان دغدغه‌های فراوانی را ایجاد کرده است.

 

فیلم-الاسباط

داستان از اینجا شروع می‌شود که یک موسسه سینمایی در کویت با حمایت ثروت‌های بادآورده‌ی شیوخ عرب و عمدتاً وهابی، به ساخت یک سریال توهین آمیز پرداخته و در آن با تحریف واقعیت‌های مسلّم تاریخی به افسانه‌ای بودن پیدایش تشیع و ریشه‌های یهودی این مکتب نورانی پرداخته است.

این مجموعه‌ی تلویزیونی که با هزینه‌ی سرسام آوری تولید شده است، اهداف شومی را دنبال می‌کند که از جمله آن می توان به تطهیر چهره‌ی معاویه، مبهم بودن ریشه‌های تأسیس مذهب تشیع و بی‌مشکل بودن امامان شیعه با معاویه اشاره نمود.

 تصور می‌شود این سریال موهن، در پاسخ به سریال‌های تاریخی پرمخاطب ایرانی از جمله مختارنامه و سریال امام علی (علیه‌السلام) ساخته شده است.

هرچند چهره‌ی فریب کار معاویه و ضربه‌های سهمگین او بر پیکره‌ی دین امری روشن و غیرقابل انکار می‌باشد و دشمنی های او نسبت به امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)  و حضرت امام حسن مجتبی ثابت شده و مبرهن است، اما این سریال تفرقه افکن، سعی در تطهیر چهره‌ی ننگین و تاریک او دارد.

سامراء،تخریب،تخریب سامراء

 

 

سردمداران تفکر سلفی و وهّابی

هر روز روش جدیدی را برای مخدوش نمودن چهره ی تابناک و ساحت مقدس تشیع به کار می گیرند.

 

 یک روز با تخریب قبور مطهر اهل بیت در بقیع و سامرا و امروز با پخش سریال های بی اساس.

 

در این خصوص توجه چند نکته ضروری و اجتناب ناپذیر است:

 

 

 

1-طبق آیه "فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم" اینگونه به ما امر شده است که در برابر روشهای تهاجمی دشمنان فرهنگی و غیرفرهنگی‌مان باید از همان روش و از همان شیوه برای مقابله با آنها استفاده کنیم.

اگر آنها به تولید نرم افزار می پردازند، ما هم باید از همین طریق به مبارزه‌ی با آنها بپردازیم.

فیلم-الاسباط

اگر ساخت و پخش فیلم و سریال را در دستور کار خود قرار می‌دهند، ما هم همین شیوه را باید سرلوحه کار مبارزاتی خود قرار دهیم.

 

اگر چه در سالیان اخیر سریال‌های ارزشمندی در حوزه‌ی مسایل تاریخی و به ویژه تاریخ اسلام ساخته و پرداخته شده است، اما به نظر می‌رسد رویکرد هنری و زیباشناختی این آثار بر جنبه های تاریخی، کلامی و اعتقادی آن غلبه داشته و همین امر خلاء و زمینه ای برای رخنه‌ی فتنه گران شده است.

2- هر چند حفظ وحدت و صیانت از میراث گران بهای امام راحل (ره)در اتحاد مسلمین امری خطیر و حیاتی به شمار می‌رود، اما دفاع از حریم مکتب تشیع و کنار نیامدن با تبلیغات مسموم ضدشیعی هم وظیفه ای دینی و غیرقابل انکار است.

نقد عالمانه و بررسی علمی و تاریخی منابع تاریخی اگر در چارچوب اخلاق و ادب رسانه ای باشد،لطمه‌ای به اتحاد مسلمین نخواهد زد.

3- رسانه‌های دیداری و شنیداری، مطبوعات و پایگاه‌های اینترنتی، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی و در رأس همه حوزه های علمیه و تریبون‌های رسمی مذهبی باید با موضع گیری به موقع و تقبیح این اقدام، نسبت به تکرار آن جلوگیری کنند.

 

باید دانست که این اقدامات حلقه ی جدیدی است از زنجیره ی جنگ نرم دشمنان علیه با ارزشترین میراث تشیع که به حول و قوه‌ی الهی با پاسخی مناسب و فراگیر در جهان اسلام روبرو خواهد شد. 

 

آموزهاي زندكي حضرت زهرا سلام الله عليها


آنچه مـى خـوانید شرحـى است بر سلسله مباحثـى که از ایـن پـس با عنـوان ((آمـوزه هاى زندگانـى حضرت زهرا(س))) خـواهیـم داشت.

 

ادامه نوشته

اس ام اس روز مادر

▓▒░♥♥♥به بهشت نميروم اگر تو آنجا نباشي مادر. ♥♥♥ █▓▒░
روزت مبارك

--------------------------------------------------------------------------------

در زيباترين واژه بر لبان

ادامه نوشته

خرمشهر را خدا ازاد کرد

           

 

 

بيش‌ از بيست‌ ماه‌ از آغاز جنگ‌ تحميلي‌ استكبار عليه‌ جمهوري‌ نوپاي‌ اسلامي‌ ايران‌ مي‌گذشت‌ و شهر «خرمشهر» همچنان‌ در چنگ‌ نيروهاي‌ ارتش‌ عراق‌ قرار داشت. عمليات‌ «فتح‌ المبين» در منطقه‌ غرب‌ دزفول‌ و شوش‌ به‌ پايان‌ رسيده‌ و نتايج‌ شگفت‌انگيز آن‌ روح‌ تازه‌اي‌ در كالبد رزمندگان‌ اسلام‌ دميده‌ بود.

فرماندهان‌ جنگ‌ بر آن‌ بودند تا فرصت‌ ابتكار عمل‌ و كشاندن‌ جنگ‌ به‌ يك‌ شكل‌ فرسايشي‌ و بلند مدت‌ از دشمن‌ گرفته‌ شود، به‌ ويژه‌ آنكه‌ فصل‌ گرماي‌ طاقت‌فرساي‌ جنوب‌ كشور در راه‌ بود. عمليات‌ پيروزمندانه‌ فتح‌ المبين‌ كه‌ با آزادسازي‌ بخش‌ گسترده‌اي‌ از خطه‌ خوزستان‌ در شمال‌ غرب‌ اين‌ استان‌ پايان‌ پذيرفته‌ بود، راه‌ را براي‌ آزادسازي‌ مناطق‌ خرمشهر، شلمچه، هويزه‌ و بخش‌هاي‌ ديگر هموار ساخته‌ بود چرا كه‌ اين‌ محدوده‌ وسيع‌ بر خلاف‌ منطقه‌ عملياتي‌ فتح‌ المبين‌ فاقد عارضه‌ و ناهمواري‌ زميني‌ بود.

البته‌ دشمن‌ در غرب‌ رودخانه‌ كارون‌ كه‌ در قلب‌ شهر خرمشهر جاري‌ است، استحكامات‌ و موانع‌ پيشرفت‌ را احداث‌ و ۳۶ هزار نفر از نيروهاي‌ خود را در خطوط‌ پدافندي‌ پيچيده‌اي‌ متمركز و مستقر كرده‌ بود.

 

گذر از چنين‌ خط‌ مرگباري‌ به‌ يك‌ معجزه‌ و كاري‌ خدايي‌ شبيه‌ بود. همچنان‌ كه‌ حضرت‌ امام‌ خميني فرمانده‌ كل‌ قوا به‌ محض‌ آزاد شدن‌ خرمشهر فرمودند:

 

«خرمشهر را خدا آزاد كرد».

 

عمليات‌ بيت‌ المقدس؛ نقطه‌ عطف‌ فتوحات‌ سرنوشت‌ساز جنگ‌


با توجه به این که منطقه عمومی غرب کارون آخرین منطقه مهمی بود که هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی که قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.

 

اهداف عملیات


مهم ترین اهدافی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:
- انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشکر.
- آزاد سازی حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.
- خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.
- تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).
- آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

منطقه عملیات

منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.
منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز –  خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون،  کرخه کور و اروند  بود.

استعداد دشمن

تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود:
- لشکر 6 زرهی؛ از جنوب رودخانه کرخه تا هویزه.
- لشکر 5 مکانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.
- لشکر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر –  تیپ های 22، 48، 44 مامور حفاظت از خرمشهر بودند.
- لشکر 3 زرهی در شمال خرمشهر.
با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند که در مجموع تمامی یگان هایی که در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:
- لشکر 5 مکانیزه؛ شامل: تیپ های 26 و 55 زرهی و تیپ های 15 و 20 مکانیزه.
- لشکر 6 زرهی؛ شامل: تیپ های 16 و 30 زرهی و تیپ  25 مکانیزه .
- لشکر 3 زرهی؛ شامل: تیپ های 6،12 و 53 زرهی و تیپ 8 مکانیزه .
- لشکر 9 زرهی؛ شامل: تیپ های 35 و 43 زرهی و تیپ 14 مکانیزه .
- لشکر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17 زرهی و 24 مکانیزه .
- لشکر 11 پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان 44، 48 و 49 پیاده و سه تیپ تحت امر 45 ، 113 و 22 پیاده.
- لشکر 12 زرهی؛ شامل: تیپ های 46 مکانیزه و 37 زرهی.
- لشکر 7 پیاده؛ شامل: تیپ های 19 و 39 پیاده.
- تیپ مستقل 10 زرهی.
- تیپ های مستقل 109، 419، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پیاده.
- تیپ های 31، 32 و 33 نیروی مخصوص.
- تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی.
- تعداد 30 گروهان کماندو.
- تعداد 10 قاطع جیش الشعبی (هر قاطع 450 نفر).
- گردان تانک مستقل سیف سعد.
- گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.
- توپخانه دشمن نیز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشکیل شده بود که به طور تقریبی عبارت بود از 30 گردان.

طرح عملیات


در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود که حمله به جناح دشمن، که عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.

 

هم چنین، شکستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب کارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.

بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یک از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:
1- محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه کرخه).
2- محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).
3- محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پیشروی به سمت خرمشهر).

شرح عملیات


سرانجام عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد.

 

شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشکینی نیز که در کنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا حضور داشتند، هر یک به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت کردند.


عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم کرد:

مرحله اول: در محور قرارگاه قدس (شمال کرخه کور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحکامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امکان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های 43 بیت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور کرده و منطقه ای در جنوب رودخانه کرخه کور را به عنوان سرپل تصرف کنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود که فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود.

 

در محور قرارگاه فتح، یگان های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده اهواز – خرمشهر رسانده و به ایجاد استحکامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحرکات دشمن در جاده مذکور پرداختند.
در محور قرارگاه نصر، به دلیل تاخیر در حرکت و وجود با تلاق در کنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنین تمرکز دشمن در شمال خرمشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق کنند.

الحاق کامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور کار عملیات شب دوم قرار گرفت که با انجام آن تا حدودی اهداف مورد نظر محقق شد، لیکن برخی رخنه ها همچنان باقی بود تا این که سرانجام پس از 5 روز، جاده اهواز – خرمشهر از کیلومتر 68 تا کیلومتر 103 تثبیت و کلیه رخنه ها ترمیم شد.

مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور کار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد که قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی کنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب کرخه کور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد.

 

عملیات در این مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندکی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق کردند.

دشمن با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشکر های 5 و 6 خود را به عقب کشاند. به نظر می رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یکی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشکرها،  و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر.

در پی این عقب نشینی که از ساعات اولیه روز 18/2/1361 آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آن ها را که از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای که توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.

مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حرکت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل کننده که متشکل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز 19/2/1361 عملیات خود را آغاز کردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط  پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حرکت بعدی استفاده شود.

مرحله چهارم عملیات از 1 تا 4 خرداد 1361:

 

سرانجام  در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تک سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واکنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یکدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود.

 

در روز دوم خرداد نتیجه پیکار بسیار درخشان بود و قرارگاه کربلا به هدف خود که احاطه کامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از 2830 نفر تجاوز کرد و یگان هایی از دشمن که در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.

به وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی از یکان های رزمنده، در صحنه عملیات بیت المقدس حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی ها بر روی شط العرب و مناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده ای در آزاد سازی خرمشهر ایفا کردند.

 

در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه کربلا پس از بررسی آخرین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نیروهای عراقی پاک گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند.

از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریکی شب و قایق اقدام به فرار کردند که تعدادی از این قایق ها توسط تکاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن ها غرق شدند.

 

نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه 3 بار اقدام به پاتک کردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشکنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی کردند.

در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فکر شکستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان کشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرک خرمشهر در کنار اروند اندکی مقاومت کرد که آن هم به سرعت در هم شکسته شد.

 

در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی که 24 ساعت در محاصره کامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا کشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.

در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.

 

بدین ترتیب این شهر مقاوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیکره پاک آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید.

رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افکند و ملت ایران اسلامی را که مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور کرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شکر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام ها ندای الله اکبر سردادند.

نتایج

- طی عملیات بیت المقدس 5038 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 کیلومتر از خط مرزی تامین شد.
- با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.
- فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.
- عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.
- طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.
 
میزان انهدام یگان های دشمن


لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد.
لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد.
لشگر 7 پیاده: 40 درصد.
لشگر 5 مکانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد.
تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد.
تیپ 109 پیاده: 60 درصد.
تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد.
تیپ های 31، 32

 

در هنگام صاعقه چه كنيم

همه مي دانيم که رعد و برق نوعي تخليه الکتريکي است که در اثر الکتريسته ساکن بين دو ابر و زمين ايجاد مي شود اما شايد تا به حال نشنيده باشيد که ايران يکي از صاعقه خيزترين مناطق دنياست. به خصوص دشت خوزستان، کوه هاي زاگرس و البرز.

 

ادامه نوشته

فراماسونری و سیاست

فراماسونری به عنوان تشكیلاتی منسجم ، مرموز و در هم پیوسته با مراكز جهانی قدرت سیاسی پدیده‌ای است كه از قرن هجدهم به بعد و از پیوند با رویكرد استعماری تمدن غرب و مراحل تاریخی شكل گیری آن به وجود آمده  است .


فراماسونری

فراماسونری به عنوان تشكیلاتی منسجم ، مرموز و در هم پیوسته با مراكز جهانی قدرت سیاسی پدیده‌ای است كه از قرن هجدهم به بعد و از پیوند با رویكرد استعماری تمدن غرب و مراحل تاریخی شكل گیری آن به وجود آمده  است .این تشكیلات درسازگاری با نقش تاریخی ویژه‌ای كه در لوای  شعار برادری ،برابری ،آزادی، ونوع دوستی ودر مراحل بعدی ؛ایجاد حكومت واحد جهانی ؛ایفاگر آن بود ،گام به گام با نفوذ استعماری دول غربی در عالم توسعه یافته  و به سازمان جهانی بدل شده است.

 جنبش  فرماسونری با اتكا به ایدئولوژی خاص خود همچون ادیان التقاطی مانند مانویت ومذاهب التقاطی مثل بهائیت به هر سرزمین و كشوری وارد می شد اشتراك های خود با آن سرزمین را پیدا نموده و آن جنبه ها را بارزتر می كرد . این تغییر وضع و ظاهر یكی از مهمترین ویژگی های ذاتی ایدئولوژی ها ، ادیان و مذاهب التقاطی است. فراماسونری نیز به عنوان ایدئولوژی التقاطی از چنین تغییراتی به دور نیست .

 ایران از جمله كشورهایی است كه موج تجدد گرایی وبه دنبال ان تشكیل سازمان های فراماسونری دیرتر به آن راه یافت . علل داخلی دیر راه یافتگی جنبش ماسونی را باید در بافت سنتی وساختارهای اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی ایران جستجو نمود علل خارجی آن را بایستی به شكل و شیوه دخالت بیگانگان نسبت داد  . آشنایی و آگاهی روشنفكران  وتحصیل كردگان ایرانی با اندیشه فراماسونری در سطحی گسترده وفراگیر با تشكیل انجمن شبه ماسونی میرزا ملكم خان بنام فراموشخانه و به دنبال آن مجمع آدمیت عباسقلی خان آدمیت كامل شد .                            

  واژه شناسی:                                                                                                                            

سازمان اجتماعی نسبتا پنهانی كه دراین مقاله مورد بررسی قرار گرفته در معروفترین شناسه خود در ایران «فراماسونری » خوانده شد.در دوران اولیه پیدایش این سازمان در ایران به آن فرانمانری هم گفته می‌شودكه به اصل واژه فرانسوی franc-macon نزدیكتر است .همچنین در نوشته های ایرانی متقدمی كه حاوی نخستین اشاره ها به این سازمان است به واژه های: «فریمیشن »،«فرامین» و« فارمیشن» هم  بر می خوریم.      

اعضای سازمان فراماسونری را «فراماسون» یا در اختصار «ماسون» می ‌‌نامند كلمه«فراماسون»كلمه‌ای است با ریشه فرانسوی كه املای آن پیش از این ذكر شد.از تلفظ انگلیسی این واژه هم freemason است.این عبارت معنای لفظی «بنای آزاد»دارد.

 این همه عناوین غیر فارسی این سازمان است و در لفظ فارسی آن را «فراموشخانه» نامیده اند. واژه فراموشخانه بیشتر در دوران آغازین آشنایی ایرانیان با سازمان فراماسونری مورد استفاده داشته واز زمان استقرار فرانماسونری ویا فراماسونری در شناساندن هویت سازمان ولفظ«لژ» در تعریف محل اجتماع اعضای سازمان  ویا در ایجاد تمایز میان یك سازمان مجزا از فراماسونری با واحد مشابه دیگر به كار رفته است.

اعضای سازمان فراماسونری را «فراماسون» یا در اختصار «ماسون» می ‌‌نامند كلمه«فراماسون»كلمه‌ای است با ریشه فرانسوی كه املای آن پیش از این ذكر شد.از تلفظ انگلیسی این واژه هم freemason است.این عبارت معنای لفظی «بنای آزاد»دارد.

فراماسونری

زمینه های شكل گیری:

فراماسونری یك سازمان مخفی بسیار تشكیلاتی بود كه در قرون وسطی و اوایل دوران جدید به صورت یك سازمان بزرگ صنفی مربوط به بناها از حقوق و امتیازات آنها دفاع می كرد و بعد از مرحله دوم تاریخ خویش تبدیل به یك سازمان اومانیستی و سیاسی روشنفكرانه شد .اواخر قرون وسطی و اوایل رنسانس طلیعه از هم گسیختگی های سیاسی اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی در اروپا پدیدار شد و خبر از انفجار قریب الوقوعی در آینده می داد.

این انفجار در واقع اختلافی بین بورژواها و اشراف بروز كرد و زمینه اعتراض شدیدی را در پی داشت این اعتراض در واقع برای سهیم شدن در قدرت بود .برخی از دولت‌های اروپایی نظیر انگلستان برای آنكه فضای باز سیاسی و آزادی نسبی ای را‌ بوجود آورند،مشهورترین این گروهها یعنی بناها و معماران را سهم بیشتری از آزادی نصیب آنها كردند بر اساس این آزادی نسبی ،پایه های سازمان بناهای آزاد(فراماسونری) كه یك تشكیلات صنفی سیاسی خاص بود،ریخته شد.

........

ادامه نوشته

ای مضمون آب وآینه ،

            ای نجابت سبز،

                     ای رایحه  صبح ،

خورشید رو به تو نماز می گذارد

          ومهتاب بر بوریای ساده تو به تمنا می نشیند.

                    ای بلندای قامت سپیده !

                           ای مفهوم سبز ولایت !

                                        ای زهره !

                                                     ای زهرا!

   ای صداقت محمد

img/daneshnameh_up/b/b9/fatemeh3.jpg

                  ای زبان علی

                            ای اسطوره مهر

 

سلام بر صورت نیلی

               سلام بر پهلوی شکسته

                      وسلام بر خسوف غمگینانه تو !

 

نام : فاطمه (س)

لقب : زهرا

کنیه : ام ابیها

نام پدر :  حضرت  محمد (ص)

نام مادر : خدیجه کبری (س)

نام همسر: علی بن ابیطالب (ع)

لقب : زهرا،صديقه،طاهره،راضيه،مرضيه،مباركه،بتول ( لقب زهرا از شهرت بيشترى برخوردار است. )

محل ولادت : مکه خانه خدیجه

مدت عمر : 18 سال

تاریخ شهادت : 3 جمادی الثانی سال 11 هجری

علت شهادت : صدمات وارده

نام قاتل : ثانی

محل دفن : مدینه طیبه

 

در دهه فاطمیه ، ایام شهادت دخت مکرم نبی اسلام ، قرار داریم . طاهره ای  که  سراسر زندگی اش سرشار از آموزه های والای انسانی واخلاقی است . از هر سمت وسو که مورد توجه قرار گیرد، معرفت آموز است وسرمشق دهنده  است .

 

فاطمه (س) را باید به تنهایی ومطلق ومجزا از وابستگی های ارزشمندش ، تنها  به عنوان یک انسان در نظر گرفت تا پی به علو درجاتش برد وبی هیچ اغراق افسانه ای ، ارزش های آسمانی اش را درعین آنکه بر زمین خدا ودر میان خلق خدا راه می رفت وزندگی می کرد،به بررسی نشست . دختر رسول گرامی اسلام بودن ویا افتخار همسری ابر مردی چون علی را داشتن ویا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدامشان فضیلتی گرانسنگ وبی همتاست ، اما باز در حق فاطمه ، ره انصاف ننموده ایم اگر تنها به اعتبار همین گونه فضایل قومی ونسبی اش به او بپردازیم وشخصیت وی  را با همین نگاه به قضاوت در آییم . نه ، فاطمه زهرا (س) ، خود به تنهایی باید نگریسته شود تا به گفته زیبای دکتر شریعتی _ «دانسته شود که فاطمه ، فاطمه است » . فاطمه را پاره تن رسول خدا دانستن نیز نگاهی دیگر ، که هر دو نگاه ونگرش نیز منبعث ومأخذ از تعاریف خود رسول خدا (ص) است . که هرزگاهی به تناسب مقام وموقعیت های پیش آمده ، کلامی وعبارتی را در باب مقام گرامی حضرت زهراء (س) به سلک سخن در می آورند .

 

آری فاطمه ، منسوب به پیامبر است . عزیز وپاره تن رسول خدا است ، اما او به تنهایی نیز کرامتی والاتر از اینها را دارد . او خود مادر پدر خویش است . مادر همان شخصیت بزرگواری که دخترش را پاره وجود خود وقوت قلب خود می داند وبه راستی این زن  مطهره را چه صفات وخصلت های ممتاز ی مگر بوده است که چنین قابل ستایش والهام می تواند باشد ؟ از طریق  پدر وهمسر وفرزند ، به فاطمه نزدیک شدن ، یک نگاه است  واز طریق خودش واز مسیر خصوصیات فردی خودش  به او تقرب جستن ، نگاهی دیگر واما درس آموزتر وبه تحصیل شناخت حقیقی وتحقیقی از مقام ومرتبه فاطمه نزدیک تر ودقیق تر .

.....

ادامه نوشته

لذت در نماز

برگرفته از کلمات استاد عرفان آيه الله العظمي بهجت

احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: .... سبقت در برخي مقامات عرفاني در کوتاه‌ترين زمان ممکن و با کمترين ابزار و وسيله کاري، بسيار پسنديده و مطلوب است. همانطور که اگر کسي پارتي خودش را خدا قرار دهد و بارها و بارها از خدا بخواهد والتماس کند و اصطلاحا به او رو بزند و با او رفيق شود و پارتي اش را کلفت کند تا خداوند کارهايش را و زندگي اش آن طور که خوب است براي او فراهم کند. در مقاله پيشين برخي توصيه‌هاي استاد اخلاق و عرفان حضرت آيه الله العظمي بهجت را خدمت شما ارائه کرديم. اگر مطلب گذشته را مطالعه نکريد، اينجا را بخوانيد. در ادامه به برخي راه‌کارهاي مهم در همين زمينه که از کلمات گهر برا آن عالم فرزانه است، اشاره مي شود:

1. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟ جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]

2. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟ جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63] تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.

3. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]

4. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68] 5. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟ جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]

5. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟ جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77] گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه!

6. از آیِه شریفه (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]

7. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]

سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید

15اسفندروزدرختکاری

برگ درختان سبز در نظر هوشيار
هر ورقش دفتري است معرفت كردگار

ادامه نوشته

وصيت‌‌های شهيد حاج حسين خرازی

در بخشي از وصيت‌نامه شهيد حاج حسين خرازي آمده است: «شخصي هستم معتقد به انقلاب اسلامي ايران، رهبري و ولايت حضرت امام خميني روحي له الفداء در عصر غيبت امام زمان (عج) و از مردم مي‌خواهم كه پشتيبان ولايت فقيه باشند.»

.......

ادامه نوشته

امورتربیتی وتربیت اسلامی

روز امور تربیتی و تربیت اسلامی

هشتم اسفندماه، به عنوان روز امور تربیتی و تربیت اسلامی نامیده شده است. روزی که پدران، مادران و مربیان، با هماهنگی های مفید، در تربیت و پرورش فرزندان عزیز مملکت اسلامی می کوشند و با یک برنامه ریزی صحیح و سنجیده، روح کودکان را با معنویت آشنا نموده، تا آنان درست زیستن را بیاموزند و در آینده، افرادی متعهد پرورش یابند.

مفهوم تربیت

تربیت به معنای رشد دادن، عملی الهی و معنوی است. کودک در چنین روندی، براساس فطرت الهی، به سوی مقصد سیر می کند. تربیت، کودک را نمی آفریند، بلکه او را در راه انسان شدن شکوفا می سازد و انسان شدن، نتیجه منطقی تربیت درست است. تربیت شور و عشقی را می طلبد که مربّی در پرتو آن، متربّی را به رشد و کمال می رساند و او را ارزشمند می سازد.

ادامه نوشته

ابتکاری به نام هفته وحدت


بها دادن به هفته سرنوشت ساز وحدت و زمینه سازی برای تقویت و گسترش این ایده مبارک، از جمله سیاست های اصولی نظام اسلامی است که در مطبوعات ،افکار عمومی و نخبگان باید با دقت و جدیت کامل مورد توجه قرار گیرد.


وحدت

جامعه ایرانی اگرچه جامعه ای با اکثریت مسلمان شیعه است، اما هموطنان سنی نیز در آن زندگی می کنند و بخش عمده ای از جمعیت استانهای مرزی چون سیستان و بلوچستان و یا کردستان را تشکیل می دهند. در طی قرنهای اخیر این تقاوت مذهبی باعث نشده وقایعی مانند جنگهای فرقه ای و مذهبی مانند جنگهای صد ساله اروپا که ریشه مذهبی در تضاد کاتولیکها و پروتستانها داشت، اساس جامعه جامعه ایران را تهدید کند. البته در یکی دو قرن اخیر استعمارگران انگلیسی برای ایجاد سلطه سیاسی خود در کشور با تکیه بر سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن کوشیدند زمینه های تضادهای فرقه ای را در ایران به صورت خاص و جهان اسلام به صورت عام روشن کنند که به توفیقاتی مقطعی هم رسیدند. فتنه وهابیت یکی از مهم ترین پیروزی های جبهه استعمار درایجاد تفرقه میان مذاهب اسلامی بود.اما در مقابل این وسوسه ها و سیاستهای تفرقه انگیز جریان عمومی جهان اسلام رویکردی وحدت گرا در سطح برخی نخبگان از قرن گذشته پیدا کرد که به آن اشاره می شود.

مبنای قرآنی وحدت:

«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا» همگى به حبل و رشته خداوندى چنگ بزنید و پراكنده نگردید.

این آیه کریمه بهترین مبنای قرآنی بر اطرح مقوله وحدت است.

بعد از رحلت پیامبر عظیم ‏الشان اسلام اوصیاى معصوم او كوشیدند تا آن وحدت و یكپارچگى را حفظ كنند و آنان از حقوق شخصى خویش چشم پوشیدند و در طول تاریخ، دانشمندان مصلح و همه تلاشگران راستین انسانیت، هم خودشان از عوامل اختلاف و تجزیه گریختند و از دامن زدن به آتش خصومت ‏بین مسلمانان، بركنار زیستند و هم دیگران را به اتحاد و تفاهم فراخواندند.

......

ادامه نوشته

اغتشاش می کنم، قربتاً الی الله!


اغتشاش

پس از آنکه هیچ کدام از برنامه ریزی های سران فتنه نتوانست در احیای جنبش سبز موثر افتد اینبار آنها سعی کردند که شانس خود را بار دیگر امتحان کرده تا شاید بتوانند دوباره کف خیابان ها را در دست بگیرند. تحولات، اعتراضات و تظاهرات های مردم مصر، یمن، تونس و چند کشور عربی دیگر بهانه خوبی بود تا برنامه ریزان اغتشاشات سال گذشته باز هم دست به کار شوند و از طریق دو نفر از کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 هوادارانشان را به اغتشاش دعوت کنند. اغتشاشی که گفته می شد برای حمایت از خواسته های مردم مصر و تونس برگزار می شود؛ اما همه می دانستند که این مسئله تنها یک بهانه است. چرا که اصولا در این مقطع زمانی هیچ بهانه دیگری برای دعوت به آشوب گری وجود نداشت. عده ای که سال گذشته «نه غزه، نه لبنان» را سر داده بودند معلوم نیست که چگونه یکباره به یاد لزوم دفاع از مردم مصر افتادند. همین موضوع حتی بسیاری از طرفداران جنبش سبز را نیز در موضعی پارادوکسیکال قرار داد و این تناقض آشکار باعث شد که بسیاری لقای این تجمع اعتراض آمیز را به عطای همراه با اما و اگرش ببخشند.

مسئله مبهم دیگری که جای بحث دارد و به نظر می رسد یک کد کلیدی محسوب می شود، زمان اعلام شده برای برگزاری این تجمع یا راهپیمایی بود. چرا باید عده ای مردم را به اغتشاش و تجمع غیرقانونی آن هم سه روز پس از راهپیمایی عظیم 22 بهمن دعوت می کردند؟ چه کسی از دو دسته کردن مردم سود می برد؟ آن افرادی که سال گذشته مدام این شعار را سر می دادند که عده ای در حکومت می خواهند مردم را به چند دسته تقسیم کنند؛ چرا اکنون صدایشان در نمی آید؟

مسئله جالب توجه دیگر در دعوت به اغتشاش این است که علی رغم تبلیغات صورت گرفته توسط شبکه های ماهواره ای و سایت های اینترنتی تنها عده اندکی از این تجمع پرشور (!) در تهران استقبال کردند. عده ای که بزرگترین زور آزمایی آنها در مواجهه با سطل آشغال ها بود و البته بزرگترین نصیب شان هم فحش های کارگران شهرداری برای اضافه کردن زحمت ایشان. واقعا چرا مردم در شهرهای دیگر حتی به صورت اندک نیز با اغتشاشگران همراهی نمی کنند؟

اما با تمام مباحثی که مطرح شد، در هر صورت 25 بهمن ماه 89، تجمع ها و اغتشاشات پراکنده ای در تهران و اکثرا در فاصله بین پل کالج و میدان انقلاب برگزار گردید. اما همانطور که انتظار می رفت تنها چیزی که در این تجمعات حتی برای چند لحظه هم دیده نشد حمایت از مردم مصر و تونس در برابر نظام های دیکتاتوری شان بود. در این بین فتنه گران گمان می کردند می توانند دوباره جمعیتی مانند اواخر خرداد سال 88 را به خیابان ها بیاوردند اما آنها به چند مورد توجه نکرده بودند. اول آنکه بدون شک فضای پر تب و تاب انتخاباتی با فضای یک ماه مانده به عید نوروز متفاوت است.

تنها چیزی که در این تجمعات حتی برای چند لحظه هم دیده نشد حمایت از مردم مصر و تونس در برابر نظام های دیکتاتوری شان بود

 حقیقت دومی که باید به آن اشاره کرد این است بدنه جنبش سبز در یک سال گذشته به شدت دچار ریزش شده است، چرا که شعارهای این جنبش کم کم از آرمان های انقلاب اسلامی، قانون اساسی، امام راحل و مقام معظم رهبری عبور کرد و بسیاری که تبدیل اعتراضات از نتایج انتخابات به اغتشاشاتی برای تضعیف و براندازی نظام را مشاهده می کردند از بدنه این جنبش خارج شدند. این مطلب در اغتشاشات ناکام 16 آذر و 22 بهمن (پروژه اسب تراوا) سال گذشته کاملا مشهود بود. نکته آخر هم همان رابطه پارادوکسیکالی است که بین شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان» و حمایت از مردم مصر و تونس وجود دارند. البته نمی توان از کنار این مسئله گذشت که سه روز قبل از 25 بهمن، حکومت حسنی مبارک، دیکتاتور مصری سقوط کرده بود و دیگر هیچ بهانه ای حتی واهی برای این به اصلاح تجمع حمایتی وجود نداشت. تمام این عوامل سبب شد تا آنچه که قرار بود تجمع عظیم و میلیونی (طیف افراطی) جنبش سبز در ظاهر برای حمایت از تحولات آزادیخواهانه منطقه ای و در باطن برای پس گرفتن کف خیابان باشد در روز ولنتاین ناکام بماند!

اغتشاش گران

در عین حال، این اغتشاشات بسیار اندک در مقیاس ایران اسلامی پهناور نیز خالی از تلفات و صدمات نبود.  منافقین که همواره این نوع تحرکات را فرصتی برای اعلام وجود محدود می دانند و در اغتشاشات قبلی نیش خود را به ملت زده بودند در اغتشاشات25 بهمن هم بیکار ننشسته و ضمن حمایت معنوی از طراحان و فرمانبرداران این قضیه، در پس پرده نیز عوامل خود را سازماندهی کردند که نتیجه آن شهادت یکی از دانشجویان دانشگاه هنر و مجروح شدن تعدادی از نیروهای امنیتی در این روز بود. اما این تنها یکی از صدمات اغتشاشات غیرقانونی 25 بهمن بود. چرا که ظهر روز بعد اعلام شد که یک نفر دیگر هم بر اثر شدت جراحات وارده در بیمارستان جان باخته است.

معلوم نیست تا کی باید بابت بی فکری عده ای اندک فرصت های بدیعی برای دشمنان واقعی این ملت فراهم و به بهانه توهمات واهی برخی، هزینه های گزافی در قالب خون های ریخته شده جوانانمان پرداخته شود. بدون شک خون هایی که در طول اغتشاشات یک سال و نیم گذشته ریخته شده باید از سوی افرادی که کشور را به سمت ناآرامی و اغتشاش برده اند، پاسخ داده شود. افرادی که هنوز هم در تفکر احیای این اغتشاشات هستند، افرادی که باعث بوجود آمدن این اغتشاشات و تهییج برخی شدند و افرادی که این مسائل را در پس پرده مدیریت می کنند.

در هر صورت طراحی راهپیمایی 25 بهمن اقدامی ابلهانه بود که تنها دستاورد آن وارد شدن خدشه به جایگاه ایران در منطقه آن هم در شرایط حساس کنونی بود که بسیاری از ملت ها انقلاب مصر و تونس را نشأت گرفته از انقلاب ایران می دانند.

منبع : سایت تبیان

ميلاد پيامبر، حلقه وحدت مسلمانان


 

در اوج تيرگي و ظلمت و جهل و عداوت، ولادت فرزندي پاك، پيام‌آور نور و رحمت و آزادي و سعادت بشريت شد. گرچه شيعي و سني در روز ولادت آن حضرت اختلاف نظر دارند اما در سال و ماه ولادتش تقريباً وحدت نظر است. شيعيان روز 17 ربيع‌الاول سال 570‌م را روز ولادت و اهل تسنن روز 12 ربيع‌الاول همان سال را روز ولادت پربركت منجي عالم بشريت مي‌دانند.1 بنابراين هفته وحدت يا سالروز ولادت آن حضرت مناسبت بسيار خجسته‌اي است تا در سايه نزديكي قلوب، در پي تحكيم وحدت و يكپارچگي بين يكديگر و همسو ساختن اهداف بلند اسلامي و حل مشكلات كشورهاي مسلمان بيش از پيش همت گماريم.

اسلام آيين وحدت و همبستگي است. در اين زمينه آيات بسياري در قرآن آمده است كه از آن جمله مي‌توان به آيه زير اشاره كرد:

ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون. (انبيا،93)

اين است امت شما كه امتي يگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.

و اعتصموا بحبل الله جميعاً ‌و لاتفرقوا. (آل عمران،103)

و همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد و پراكنده نشويد.

و از تفرقه و جدايي كه از عوامل مهم در صنعت و تزلزل است باز مي‌دارد، و تفرقه‌افكنان را به عذابي دردناك بشارت مي‌دهد.

و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البينات و اولئك لهم عذاب عظيم. (آل عمران،105)

و چون كساني مباشيد كه پس از آنكه دلايل آشكار برايشان آمد پراكنده شدند و با هم اختلاف پيدا كردند و براي آنان عذابي سهمگين است.

و در جايي ديگر تفرقه و پراكندگي را يكي از نشانه‌ها و پيامدهاي شرك مي‌شمارد... و لاتكونوا من المشركين من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعاً (روم،31و32)

و از مشركان مباشيد كساني كه دين خدا را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند هر حزبي بدانچه پيش آنهاست دلخوش شدند!

و در آياتي ديگر زمينه‌هاي لازم جهت ايجاد همبستگي و دوري از دوگانگي فراهم مي‌نمايد.

انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم. (حجرات، 10)

در حقيقت مومنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد.

يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم. (حجرات،13)

اي مردم شما را از مرد و زني آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايي متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست.

بنابراين فرهنگ اسلامي پر از آموزه‌هايي است كه انسان‌ها را به وحدت فرا مي‌خواند و از پراكندگي نهي مي‌كند. چنانچه پيامبر اسلام نيز دوران زندگي خويش بر اين مسأله همت گماشت.

شكوه و عظمت فرهنگ و تمدن اسلامي نيز حاصل وحدت و يكپارچگي مسلمانان در آن عصر بود. اما با گذشت زمان مسلمانان متفرق شدند و در مسائل عديده اختلاف جستند. در پي اين اختلافات، خصومت‌ها، جنگ‌ها و هتك حرمت‌ها پديد آمد و وحدت و يكدلي مسلمان‌ها به تزلزل و سستي تبديل گشت.

نويسنده كتاب همبستگي مذاهب اسلامي در مقدمه كتاب با بررسي دوره‌هاي مختلف اسلام از جهت وحدت و تفرقه چنين مي‌نويسد: با ورق زدن مختصر تاريخ اسلام ديديم كه در هر كجا مسلمانان پيشرفتي داشته‌اند در سايه وحدت بوده است و هركجا انحطاط و سقوط كرده‌اند اغلب به دليل تفرقه و پراكندگي از حول محور اسلام و كشيدن حصارهاي تعصب ميان خود بوده است. همواره دشمنان يهودي و صليبي از پيشرفت مسلمانان به خشم آمده و كوشيده‌اند كه شكاف بين مسلمين و تعصبات حاكم بر آنان را تقويت كند و با جداكردن آنان از يكديگر آنها را درهم بشكند.2

به رغم آنكه اختلافات ميان مسلمانان عمدتاً مضر بوده است اما نوع ديگري از اختلافات نيز وجود دارد كه زمينه‌ پيشرفت‌هاي زيادي بوده است. از اين جهت در ذيل انواع اختلافات را مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

اختلافات طبيعي

وجود اقوام، ملل، فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي مختلف در طول تاريخ حاكي از اين امر است كه اختلاف امري تكويني است. انسان عاقل به واسطه عقل و آنچه پيرامون اوست تفكر، اعتقاد فرهنگ و اعتقاد خود را سامان‌ مي‌دهد. اين اختلاف وسيله شناخته شدن و تفكيك و تمايز آنها از يكديگر است.

آري انسان‌ها از نظر تفكر، شرايط محيطي، تربيت و رشد با هم اختلاف دارند و طبعاً مختلف فكر مي‌كنند و توقع اينكه همه يك جور فكر ‌كنند همانند ملائكه، توقعي بي‌‌جا است و با فلسفه خلقت انسان سازگار نيست. قلم آفرينش انسان را با اين خصوصيات مختلف خواسته است.3 بنابراين همانگونه كه ذكر شد اختلاف ميان انسان‌ها امري تكويني و طبيعي است. پيشرفت علمي نيز حاصل تضارب آراء و انديشه‌ها و در پي اين اختلافات است.

اختلاف عقيده

تفاوت ذاتي ميان انسان‌ها آنها را در عقيده و تفكر هم متفاوت مي‌سازد هيچ دو انساني وجود ندارد كه در تمامي زمينه‌هاي فكري و عقيدتي يكسان باشند شيخ شلتوت كه با فتواي تاريخي خود رجوع به مذهب شيعه در كنار چهار مذهب اهل‌سنت را مجاز دانست در اين زمينه مي‌گويد: اختلاف رأي و نظري يك امر ضروري و طبيعي جامعه است كه رهايي از آن ممكن نيست ولي فرق است ميان اختلافي كه تعصب مذهبي و جمود فكري آن را به وجود آورده و اختلافي كه از جهت و دليل سرچشمه گرفته است. اولي اختلاف مذموم و دومي اختلاف منصفانه است كه توام با احترام مذاهب نسبت به يكديگر است و همگي احترام‌گذار به اصل جامع ميان خود يعني مصدرها و مأخذهاي اوليه و قواعد اصولي اسلامي مي‌باشند.4

بنابر اين، اختلاف كه امري طبيعي است به گرايش افراد و به عقايد و مذاهب متفاوت نيز جريان مي‌يابد. حال چه بايد كرد؟ و اين اختلافات چه معنايي دارد؟

منظور از اختلاف اين نيست كه هيچ وجه مشتركي ميان مذاهب اسلامي وجود ندارد. مسائل اصولي و اساسي دين، وجه اشتراك مذاهب اسلامي به حساب مي‌آيد. آنچه كه همه مسلمانان بدان اعتقاد دارند هيچ مسلماني نيست كه آن را انكار كند، به گونه‌اي كه اعتقاد يا عدم اتقاد به آنها مرز ايمان و كفر محسوب مي‌گردد. آري مسائل اساسي و اعتقادي، حقايقي هستند كه خداوند از آن خبر داده بر ما واجب كرده كه به آنها معتقد شويم؛ اصولي كه با دگرگوني‌ها و اختلاف مصالح و يا اجتهاد مجتهدين تغييرپذير نيست.5

اما آنچه اختلاف است در زمينه مسائل فرعي و نظري است و آن نيز به مصلحت بشر است تا در ميدان فكر و انديشه، گره‌گشاي مسائل متعدد بشر در زمان‌هاي مختلف گردد و همواره امورشان در كفه بررسي علمي و عقلي قرار داشته تا دچار جمود نباشند. اگر بنا بود مسائل فرعي و نظري هم مانند اصول ايمان، قطعي و يقيني باشد، راهي براي تفكر و تعقل باقي نمي‌ماند.6

وحدت در عين اختلاف

آنچه دشوار به نظر مي‌رسد و واقعيت عيني نيز بر آن دلالت دارد دست‌يابي به وحدت در عين اختلافات است. متأسفانه جهان اسلام هنوز نتوانسته است به اين آرمان دست يابد. براي روشن شدن بحث به اين نكته مي‌پردازيم كه منظور از وحدت چيست؟ آيا پيروان همه مذاهب اسلامي بايد از مذهب خود دست برداشته و پيرو يك مذهب شوند؟ يا تلفيقي از مذاهب مختلف به دست آيد و همه به اين مذهب مشترك روي آورند؟ پاسخ منفي است چرا كه وحدت به اين معني كه شيعه يا سني دست از عقيده خود بردارد و تسليم ديگري شود نامفهوم است. وحدت به اين معني كه قدر مشترك‌ها را در ميان مذاهب اسلامي بگيريم و موارد اختلاف را دور بزنيم و از همه مسلمانان بخواهيم فقط به اين قدر مشترك‌ها معتقد باشند و به غير آن عقيده نداشته باشند نامفهوم و بي‌معناست.7

دكتر شهيدي نيز معتقد است مقصود از وحدت امت مسلمان اين نيست كه رأي فقيهان در فروع دين يكي شود، چرا كه چنين وحدتي نه عقلاً‌ ممكن است و نه شرعاً لازم‌التعبد.8

چگونه مي‌توان آتش تفرقه در جهان اسلام را فرو نشاند و بر مشكلات فراوان ناشي از آن فائق آمد؟ با كمال تأسف اگر تاريخ را ورق بزنيم مي‌بينيم كه اختلاف بين شيعه و سني چه برادركشي‌ها و كشت و كشتارهايي به بار آورده كه بسيار تلخ و مايه بسي تأسف است. چنانكه جنگ چالدران، جنگ شاه‌صفي، كشتارهاي بين شيعه و سني در قاره هند و... نمايشگر شكاف عميق بين مذاهب اسلامي است.9 واقعيت اين است كه نه با انكار اختلاف و نه با بي‌تفاوتي نسبت به آن نمي‌توان به وحدت اسلامي دست يازيد. بايد با مشتركات كه در مقابل اختلافات، هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي به مراتب بيشتر است آغاز كرد و به تعبيري برادري را به اثبات رساند. آنگاه اختلافاتي كه منجر به هتك حرمت يكديگر يا اعتقادات يكديگر مي‌شود را كنار گذاشت و چون يدي واحد در برابر مناسبات ظالمانه و حاكميت استكبار در جهان ايستاد. چرا كه در عصر حاضر سكوت در برابر هجمه‌هاي فرهنگي و اعتقادي دشمنان، اسلام را از هر زمان ديگر آسيب‌پذيرتر مي‌سازد. چنانكه در گذشته نيز در اثر بي‌كفايتي زمامداران حكومت‌هاي اسلامي و دامن زدن آنان به اختلافات فرقه‌اي، بسياري از آثار ارزشمند اسلامي را از دست داديم و سال‌هاي درازي سرمايه‌هاي فكري و هنري خويش را صرف اختلافات بي‌اساس كرديم.10 براي فرار از اين وضعيت دردناك حاكم بر جهان اسلام بايد يكديگر و اعتقادات يكديگر را به رسميت بشناسيم. بايد براي اعتقادات يكديگر احترامي قائل شويم و به سيره حضرت رسول تأسي جوييم. همان‌طور كه پيامبر جامعه آن روز را كه در اثر اختلافات، به تعبير قرآن كريم «علي شفا حفره من النار» بود، با هم متحد كرد و آنها را با اعتصام به حبل الله به اقتدار كامل رساند، امروز نيز ما مي‌توانيم در مقابل استكبار شرق و غرب و با استفاده از امكانات موجود جبهه اسلامي واحدي تشكيل دهيم و حقوق غصب شده ملل اسلامي را باز ستانيم و عزت و شكوه صدر اسلام را احيا كنيم.11

خلاصه سخن آنكه اگر مسلمانان در صدد پيشرفت هستند بايد سيره و روش پيامبر اعظم را مد نظر قرار دهند. تا بتوانند از كيان خود دفاع كنند. ولادت پيامبر و گراميداشت آن حقيقتاً مي‌تواند مايه وحدت و اتحاد مسلمانان باشد، زيرا همه آنها از هر گروه و فرقه ارج و منزلت پيامبر اعظم را مي‌ستايند و او را محور حركت‌ها و سخنان و كردار خود مي‌دانند.

پي‌‌نوشت‌ها:

1- فروغ ابديت، جعفر سبحاني، ج1، ص121و122
2- همبستگي مذاهب اسلامي، عبدالكريم بي‌آزار شيرازي، مقدمه از چاپ سوم، ص26
3- همان، ص10
4- همان، ص355
5- همان، نقل از مقاله علامه محمدتقي قمي، ص89
6- همان، ص90
7- منشور همبستگي، به نقل از سخنراني آيت‌الله مكارم شيرازي، ص238
8- همان، سخنراني، دكترسيد جعفر شهيدي، ص177
9- همبستگي مذاهب اسلامي، عبدالكريم بي‌آزار شيرازي، مقدمه، چاپ اول، ص34
10- انديشه تقريب، سال دوم، شماره هشتم، نقل از مقاله رحيم ابوالحسيني، ص112
11- منشور همبستگي، سخنراني حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني، ص24

 

حرم
واي از نگاه آقامون با اون چشاي خسته
تو سامرا به ضريحِ بي گنبد و گلدسته
ما هم از اين غربت و غم آقا به سوز و سازيم
برا بقيع و سامرا يه روز حرم مي‌سازيم

 

ادامه نوشته

آداب عزاداري در ماه محرم img/daneshnameh_up/1/10/h19.jpg

1- سياهپوشي :
از نظر فقهي پوشيدن لباس سياه مکروه است ولي در عزاداري امام حسين (عليه السلام ) وائمه معصومين (عليهم السلام ) استثناء شده است زيرا اين کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .

2- تسليت گويي :
اصل تسليت گفتن در شرايط مصيبت و اندوهي که بر کسي وارد شده در اسلام مستحب است.
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) : هرکس مصيبت ديده اي را تسليت گويد ، پاداشي همانند او دارد.
(سفينةالبحار، ج2، ص188 )
* اين سنت در بين شيعيان رايج است و با جمله « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم » همديگر را تسليت مي دهند.
* امام باقر (عليه السلام ) : وقتي شيعيان به هم مي رسند در مصيبت ابا عبدالله (عليه السلام )اين جمله را تکرار نمايند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَين (عليه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِياکُم مِنَ الطالبينَ بثاره مع وَليهِ الاِمام المَهدي مِن الِ مُحَمَدٍ عليهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواري و عزاداري بر امام حسين (عليه السلام ) بيفزايد و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولي خود امام مهدي از آل محمد (عليهم السلام ) قرار بدهد .
(مستدرک الوسايل،ج2،ص216)
3- تعطيلي کار در روز عاشورا :
امام صادق (عليه السلام ) : کسي که روز عاشورا را تعطيل کند ، يعني عقب کسب و کارش نرود و به کوري چشم بني اميه که روز عاشورا را متبرک مي دانستند، اگر کسي براي معيشت روزانه اش هم فعاليتي نکند، خداوند حوائج دنيا و آخرتش را بر آورد و کسي که روز عاشورا روز حزن و اندوه او باشد، در عوض فرداي قيامت که براي همه روز هول و ترس است براي او روز شادي خواهد بود.
(امالي شيخ صدوق ، ص129)
4- زيارت و زيارت خواني :
علقمة بن حضرمي از امام باقر (عليه السلام ) در خواست نمود که مرا دعايي تعليم بفرما که از راه نزديک يا دور و از خانه ام در اين روز (روز عاشورا ) بخوانم .
امام فرمودند : اي علقمه ! هرگاه خواستي (دعا بخواني ) دو رکعت نماز بخوان بعد از آن اين زيارت (عاشورا ) را بخوان .
پس اگر تو اين زيارت را بخواني ، دعا کرده اي به آنچه که ، ملائکه براي زائر حسين (عليه السلام ) دعا مي کنند و خداوند صد هزار هزار درجه براي تو بنويسد و مثل کسي هستي که با حسين (عليه السلام ) شهيد شده باشد تا مشارکت کني ايشان را در درجات ايشان و شناخته نشوي مگر در جمله شهيداني که شهيد شده اند با آن حضرت و نوشته شود براي تو ثواب زيارت هر پيغمبري و رسولي و ثواب زيارت هر که زيارت کرده حسين (عليه السلام ) را از روزي که شهيد شده است .

(مصباح المتهجد ، ص714)
[اگر مي توانيد زيارت عاشوراي معروفه را با صد لعن و صد سلام بخوانيد و اگر وقت نداريد براي صد لعن و صد سلام ، زيارت عاشوراي غير معروفه را که در اجر و ثواب با زيارت معروفه يکسان است ، هر روز بخوانيد. (هر دو زيارت در مفاتيح الجنان هست.)]

5 - تباکي و گريستن :
در حديث قدسي آمده که خداوند به حضرت موسي (عليه السلام) فرموند : اي موسي ! هر يک از بندگانم در زمان شهادت فرزند مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم) (روز عاشورا) گريه کند يا حالت گريه به خود بگيرد و بر مصيبت سبط پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) تعزيت گويد همواره در بهشت خواهد بود. (مستدرک سفينه البحار، ج7، ص235)

6- برگزاري مجالس عزاداري :
امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد : مجلس گرفتن شما را من دوست مي دارم . در مجالس خود « امر ما را » زنده بداريد . خداوند رحمت کند کسي که امر ما را زنده بدارد. (وسايل الشيعه، ج10، ص235)

7 – نماز جماعت ظهر عاشورا :
سيد الشهداء و ياران با وفاي او همه کشته راه نماز شدند.از اين رو در زيار ت مطلقه امام حسين خطاب به امام
مي گوييم : اشهد انک قد اقمت الصلاة و اتيت الزکاة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنکر .
1 تا 7 – سوگنامه عاشورا ، ص 80- 67

8 - بايد مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتّى خوابيدن و گفتن بدست مى‏آيد ترك نموده ( مگر آن كه لازم باشد ) و ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهد.و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است‏ .
* امام صادق (عليه السلام) : در روز (عاشورا) از کارهاي لذتبخش دوري شود و آداب و سنن سوگواري بر پا گردد و تا زوال خورشيد از خوردن و آشاميدن خودداري شود و بعد از آن همان غذايي خورده شود که سوگوارن مي خورند.
(ميزان الحکمه ، ج8 ، ص3783)
[ يکي از علما مي فرمودند : از روز 7 محرم که آب را بر امام حسين (عليه السلام) بستند تا روز عاشورا سعي کنيد آب نياشاميد، نوشيدني هاي ديگر بياشاميد ولي به احترام آقا و اهل بيتش آب نياشاميد. ]

9- رعايت اخلاص:
عزاداري را بخاطر رسم و عادت انجام نداده و سعى كنيم اين كارها را با نيتى خالص و براى رضاى خدا انجام داده و در خلوص خود نيز صادق باشيم. زيرا كار كوچكى كه با نيت خالصانه و صادقانه همراه باشد بهتر از كارهاى زيادى است كه خلوص و صداقت در آن نباشد ، حتى اگر چندين هزار برابر باشد. و اين مطلب بخوبى از عبادتهاى حضرت آدم عليه السّلام و شيطان فهميده مى‏شود ، زيرا عبادتهاى چندين هزار ساله شيطان او را از جاودانگى در آتش نجات نداد ولى يك توبه حضرت آدم عليه السّلام باعث بخشش خطا و برگزيدن او شد.

در هنگام انجام اعمال نيز بايد مواظب باشد كه رياء و دوستىِ ستايش مردم در نيت او وارد نشود.

10- در آخر روز عاشورا زيارت تسليت را بخواند، و روز عاشورا را با توسلى ...اصلاح حال و پذيرش عزادارى را [ از خداوند] خواسته و از كوتاهى خود معذرت بخواهد.

رابطه قران با كامپيوتر

در آغاز این سوره(آل عمران) به حروف مقطعه برخورد می کنیم «الف – لام – میم».

در اینجا لازم می دانیم نظریه ای که یک دانشمند مصری اخیرا ابراز داشته که از نظر اهمیت موضوع فشرده آن را در اینجا می آوریم.

ادامه نوشته

بسیج دانشجویی

بسیج دانشجویی و بسیج طلاب ازدیدگاه حضرت امام(ره)درپیام 2/9/1367

1- دفاع ازبنیانها:

«طلاب علوم دینی ودانشجویان دانشگاهها باتمام توان خود درمراكزشان ازانقلاب واسلام دفاع كنند.»

2- حفظ استقلال:

« فرزندان بسیجی ام دراین دومركز پاسداراصول تغییرناپذیر« نه شرقی نه غربی» باشند.

3- وحدت:

« امروزه دانشگاه و حوزه ازهرمحلی بیشتربه اتحادو یگانگی احتیاج دارند.»

4- مبارزه با ضدانقلاب داخلی:

« فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارندایادی آمریكا وشوروی درآن دومحل حساس نفوذكنند، تنهابا بسیج است كه این مهم انجام می پذیرد.

5- ایجاد حكومت بزرگ اسلامی:

« بایدبسیجیان جهان اسلام درفكرایجادحكومت بزرگ اسلامی باشند.»

بسیجی

محورهای راهبردی رهنمودهای مقام معظم رهبری پیرامون بسیج دانشجویی ودانشجوی بسیجی

بسیجی:

1- مجاهدت انقلابی دارد.

2- درمیادین حاضر است.

3- عصاره ای از بهترین كشورمی باشد.

4- حضورداوطلبانه، نه حضوری اداری وخط كشی شده دارد.

آفات دانشجویی:

1- درس خواندن برای زندگی شخصی

2- بی اهمیت بودن نسبت به مسایل جامعه وآنچه می گذرد

3- بی علاقه بودن، بی اهمیت بودن

4- بی تفاوت بودن

5- حساسیت منفی داشتن

6- عدم توجه به معنویت خودوجامعه

 

بسیج دانشجویی وكارسیاسی:

1- كارسیاسی شما حدومرزندارد

2- شمانبایدحزب شوید

3- رقیب برای دیگران نباشید مگرتشكیلات ضدانقلابی.

4- تشكلهای دیگر را زیربال خودبگیرید

5- ازاصول تخطی نكنید و به د قت ازآنها محافظت كنید و بر آن پافشاری نمائید.

6- مستقل وبدور از وابستگی و با شرایط دانشجویی حركت كنید.

 

بسیج دانشجویی- تدین و ایمان:

1- ثبات قدم داشته باشید.

2- ایمان وعشق داشته باشید.

3- ایمان شفاف داشته باشید.

4- ارتباط با خدا را زیاد كنید.

5- تفكر امام راداشته باشید.

6- دانشگاه را با ایمان و اندیشه فتح كنید.

 

دانشجوی بسیجی:

ادامه نوشته

عاقبت جوان هوسران

هوسرانی

مفضل بن بشیر می گوید: همراه قافله ای به سفر حج می رفتیم. در راه به قبیله ای از اعراب بادیه نشین رسیدیم  ضمن بحث و گفتگو درباره آن قبیله، شخصی گفت: در این قبیله زنی است که در زیبایی و جمال نظیر ندارد و در معالجه و درمان مارگزیدگی مهارتی عجیب دارد.

ما به فکر افتادیم که آن زن را از نزدیک ببینیم و برای دیدن آن زن زیبارو، بهانه ای جز معالجه ی مارگزیدگی وجود نداشت.

جوانی از همراهان ما که از شنیدن اوصاف آن زن، فریفته جمال وی شده بود تکه چوبی را از روی زمین برداشت و پای خود را با آن چوب به اندازه ای خراشید که خون آلود شد. سپس به عنوان درمان زخم مار به خانه ی آن زن رفتیم و او را از زیبایی مانند خورسید درخشان دیدیم.

آن جوان، خراش پای خود را نشان داد و گفت: این اثر نیش ماری است که ساعتی پیش مرا گزیده است و اکنون می خواهم که مرا مداوا کنی!

زن زیباروی نگاهی به خراش پای جوان انداخت و پس از معاینه گفت: این زخم مار نیست؛ ولی از چیزی که به ادرار مار آلوده بوده، خراش برداشته و این آلودگی بدن را مسموم کرده و علاج ناپذیر است و من این طور تشخیص می دهم که تا چند ساعت دیگر خواهی مرد.

جوان هوسران که از دیدن طبیب ماهروی، خود را باخته بود و همه چیز را فراموش کرده بود، ناگهان به خود آمد و تازه متوجه شد که در راه  یک فکر شیطانی، چگونه جان خویش را در معرض خطر مرگ قرار داده است؛ اما دیگر کار از کار گذشته بود.

سرانجام وقتی خورشید به میان آسمان رسید ، جوان هوسران بر اثر مسمومیتی که از ناحیه ی چوب آلوده پیدا کرده بود دیده از جهان فرو بست و قربانی نگاه هوس آلود خود شد.

 


1- هزار و یک حکایت خواندنی، ص 713

 

لامپ برزخ‏

برزخ

آنچه می خوانید حکایتی است شنیدنی درباره عالم برزخ علامه مجلسی که از کتاب گرانسنگ "شذرة المعارف" نوشته آیت الله شاه آبادی، استاد عرفان حضرت امام(ره) نقل می کنیم:

بعضی مرحوم علامه مجلسی طاب ثراه را خواب دیده‏اند و از امور وارده بر ایشان بعد از مرگ، سؤال نموده‏اند و مرحوم علامه مجلسی فرموده‏اند: بعد از ارتقاء روح، من را در معرض الهی آوردند و از من سؤال كردند چه آورده‏ای؟ گفتم: «بحارالأنوار»؛1 پس سؤال شد دیگر چه آورده‏ای؟ ساكت شدم. پس خطاب شد كه نزد ما چیزی داری و آن، سیبی است كه به یك طفل یهودی داده‏ای و این دستگاه برزخی به سبب آن سیب است.

شخص خواب بیننده گمان كرده است چون ترتیب اثری بر بحارالأنوار داده نشده و بر آن سیب ترتیب اثر داده شده، بحارالأنوار مورد قبول واقع نشده است! لكن چنین نیست؛ بلكه محل ظهور اثرش در برزخ نبوده است، چون علم باید در جبروت ظاهر شود.

به عبارت دیگر، چون بحارالانوار، مشتمل بر علوم و حقایق و معارف است و لامپ بزرخ كوچك است نمی‏تواند نور علم را نمایش دهد. بلكه لامپ ملكوت نیز از این اظهار قاصر است و لامپ جبروت می‏تواند نور توحید را نمایش دهد. لذا در مُطَّلَع2، بحارالانور مسكوتٌ عنه3 شده و نور احسان كه لامپ برزخ می‏تواند آن را نمایش دهد، مورد لطف واقع شده است.4

باید دانست كه ظهور باطن اعمال به حسب عالم «برزخ»، «ملكوت» و «جبروت»، مختلف است. مثلاً «احسان و اسائه»5 به اهل دنیا، در برزخ نمایش داده می‏شود، مثل سُرور و حزن كه فردی در قلب انسان ایجاد نماید؛ ولی ظهور صفات و اخلاق و صفت پرستش كه سرآمد همه‏ی صفات است در ملكوت و جنّت جسمانی ظاهر می‏شود، و معرفت و علم به حقایق، در عالم جبروت و جنت عقلانی كه مافوق عوالم قبلی است ظهور می‏یابد.6


1) كتابی كه مرحوم علامه محمد باقر مجلسی، در 110 جلد تألیف نموده و مشتمل بر احادیث معصومین‏علیهم السلام است.

2) عالم مُطَّلَع، محضر حق است كه بنده، مورد یكی از دو تجلی حق واقع می‏شود و لذا مُطَّلِع شود بر سریره مولی؛ زیرا كه یا مورد تجلی به رحمت جمالیه شود، یا مورد تجلی به نقمت جلالیه گردد... و این حال، اعظم احوال است و لذا در موقعی كه خاتم انبیاءصلی الله علیه وآله وسلم گریه می‏كند برای احوال بعد از موت، و اصحاب عرض می‏كنند كه آیا گریه می‏كنید و حال آن كه خداوند آمرزیده است گناهان قبل و بعد شما را؟ جواب می‏فرماید: فَأیْنَ هَوْلُ الْمُطّلَع؟ پس كجاست هول مطلع؟؛ آیت الله شاه آبادی: شذرات المعارف، شذره پنجم، معرفه 158

3) ساكت باقی مانده.

4) آیت الله شاه آبادی: شذرات المعارف، شذره پنجم، معرفه 165

5) نیكی كردن و بدی كردن.

6) آیت الله شاه آبادی: شذرات المعارف، شذره پنجم، معرفه 164، با تصرف.

 

--------------------------------------------------------------------------------

رياضي و قرآنرمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند :

 1. اولين آيه قرآن» بسم الله الرحمن الرحيم « داراي 19 حرف عربي است . 2

. قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است ( 6 × 19 ) .

 3. اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق » شماره 96 « نوزدهمين سوره از آخر قرآن است .

4. سوره علق 19 آيه دارد .

5. سوره علق 285 حرف ( 15 × 19 ) دارد .

6. اولين بار كه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي آيه علق را آورد كه شامل 19 كلمه است .

۷.اين 19 كلمه ، 76 حرف ( 4 × 19 ) دارد كه به تعداد حروف ( بسم الله الرحمن الرحيم ) است .

۸. دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم ( شماره 68 ) را آورده كه شامل 38 كلمه ( 2 × 19 ) است .

ولادت امام رضا علیه السلام / طلوع خورشید خراسان

اشاره
هنوز داغ شهادت امام صادق علیه السلام از قلب مالامال از اندوه فرزندش امام کاظم علیه السلام رخت برنبسته و لباس عزا بر تن شیعیان ایشان دیده می شود. مدینه نیز در غم از دست دادن رهبر و امامی چون صادق آل محمد، از آسمان خجل است و خورشید و ماه و ستارگان نیز حال طلوع ندارند. از 25 شوال تا 11 ذیقعه، لبخندی بر لبان هیچ یک دیده نشده است. تا روز یازدهم ذیقعده که خورشید، طلوع متفاوتی داشت و مدینه و اهلش را با پرتوافشانی خویش، از تولد کودکی در خانه امام کاظم علیه السلام باخبر کرد. آری، تولد این کودک که او را علی نام نهادند، مرهمی بر قلب داغدیده هستی بود. میلاد با سعادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر شیعیان آن حضرت مبارک باد.

 

 

ادامه نوشته

شکایت شیطان به دانیال نبی

وسوسه شیطان

گویند در زمان دانیال نبى یک روز مردى پیش او آمد و گفت: اى دانیال امان از دست شیطان ، دانیال پرسید: مگر شیطان چه کرده ؟ مرد گفت : هیچى ، از یک طرف شما انبیاء و اولیاء به ما درس دین و اخلاق مى دهید و از طرف دیگر شیطان نمى گذارد رفتار ما درست باشد، کار خوب بکنیم و از بدی ها دورى نماییم . دانیال پرسید: چطور نمى گذارد؟ آیا لشکر مى کشد و با شما جنگ مى کند و شما را مجبور مى کند که کار بد کنید. مرد گفت : نه ، این طور که نه ، ولى دایم ما را وسوسه مى کند، کارهاى بد را در نظر ما جلوه مى دهد. شب و روز، ما را فریب مى دهد و نمى گذارد دیندار و درست کردار باشیم .

دانیال گفت : باید توضیح بدهى که شیطان چه مى کند، ببینم ، آیا مثلا وقتى مى خواهى نماز بخوانى شیطان نمى گذارد نمازت را بخوانى ؟ آیا وقتى مى خواهى پولى را در راه خدا بدهى شیطان مانع مى شود و نمى گذارد؟ آیا وقتى مى خواهى به مسجد بروى شیطان طناب به گردنت مى اندازد و تو را به قمارخانه مى برد؟ آیا وقتى مى خواهى با مردم خوب حرف بزنى شیطان توى دهانت مى رود و از زبان تو با مردم حرف بد مى زند؟ آیا وقتى مى خواهى با مردم معامله بکنى شیطان مى آید و زورکى از مردم پول زیاد مى گیرد و در جیب تو مى ریزد؟ آیا این کارها را مى کند؟

مرد گفت نه : این کارها را نمى تواند بکند ولى نمى دانم چطور بگویم که شیطان در همه کارى دخالت مى کند، یک جورى دخالت مى کند که تا مى آییم سرمان را بچرخانیم ما را فریب مى دهد، من از دست شیطان عاجز شده ام ، همه گناه هاى من به گردن شیطان است . دانیال گفت : تعجب مى کنم که تو اینقدر از دست شیطان شکایت دارى ، پس چرا شیطان هیچ وقت نمى تواند مرا فریب بدهد، من هم مثل توام ، شاید تو بى انصافى مى کنى که گناه خودت را به گردن شیطان مى گذارى .

مرد گفت : نه من خیلى دلم مى خواهد خوب باشم ولى شیطان با من دشمنى دارد و نمى گذارد خوب باشم . دانیال گفت: خیلى عجیب است ، کجا زندگى مى کنى؟ مرد گفت: همین نزدیکى، توى آن محله ، و از دست شیطان مردم هم خیال مى کنند که من آدم بدى هستم ، نمى دانم چه کار کنم ، دانیال پرسید: اسم شما چیست ؟ مرد گفت : اسمم عم اوغلى است .

دانیال گفت عجب ، عجب پس این عم اوغلى تویى .

مرد گفت: چه طور مگر شما درباره من چیزى مى دانید؟ دانیال گفت: من تا امروز خبرى از تو نداشتم ، ولى اتفاقا دیروز شیطان آمد اینجا پیش من و از تو شکایت داشت و گفت: امان از دست این عم اوغلى .

مرد گفت : شیطان از من شکایت داشت چه شکایتى ؟

بعضی از ما انسان ها چنان پلید میشویم که به قول معروف شیطان را هم درس میدهیم و چنان به بدی خو میکنیم که خود شیطان دیگری میشویم.

دانیال گفت : شیطان مى گفت : من از دست این عم اوغلى عاجز شده ام ، عم اوغلى خیلى مرا اذیت مى کند، عم اوغلى در حق من خیلى ظلم مى کند... آن وقت از من خواهش کرد که تو را پیدا کنم و قدرى نصیحتت کنم که دست از سر شیطان بردارى . مرد گفت : خوب شما نپرسیدید که عم اوغلى چه کار کرده ؟ دانیال گفت : همین را پرسیدم که عم اوغلى چه کار کرده ؟ شیطان جواب داد که هیچى ، آخر من شیطانم و مورد لعنت خدا هستم . روز اول که از خدا مهلت

وسوسه 
شیطان

گرفتم در این دنیا بمانم براى کارهایم قرار و مدارى گذاشتم ، قرار شده است که تمام بدى ها در اختیار من باشد و تمام خوبی ها در اختیار دینداران، ولى این عم اوغلى مرتب در کارهاى من دخالت مى کند، پایش را توى کفش من مى کند، و بعد دشنام و ناسزایش را به من مى دهد.

مثلا مى تواند نماز بخواند ولى نمى خواند، مى تواند روزه بگیرد ولى نمى گیرد، پولش را مى تواند در کار خیر خرج کند ولى نمى کند. صد تا کار زشت و بد هم هست که مى تواند از آن پرهیز کند ولى پرهیز نمى کند و آن وقت گناه همه اینها را به گردن من مى اندازد. شراب مال من است عم اوغلى مى رود و مى خورد، دو رنگى و حیله بازى از هنرهاى مخصوص من است ولى عم اوغلى در کارهایش حقه بازى مى کند، مسجد خانه خداست و میخانه و قمار خانه مال من است ولى او عوض این که به مسجد برود دایم جایش در خانه من است .

بد زبانى و بد اخلاقى مال من است ولى عم اوغلى به اینها هم ناخنک مى زند. چه بگویم اى دانیال که این عم اوغلى مرتب بر سر من کلاه مى گذارد و آن وقت تا کار به جاى باریک مى کشد مى گوید بر شیطان لعنت . وقتى معامله مى کند و مردم را در خرید و فروش فریب مى دهد پولش را در جیبش مى ریزد ولى تهمتش را به من مى زند، آخر من کى دست او را گرفته ام و روزه اش را باطل کرده ام .

آخر اى دانیال من چه هیزم ترى به این عم اوغلى فروخته ام . من چه ظلمى به این مرد کرده ام که دست از سر من بر نمى دارد. خواهش مى کنم شما که همیشه مرا نصیحت مى کنید این عم اوغلى را احضار کنید و بگویید دست از سر من بردارد و... شیطان این چیزها را گفت و خیلى شکایت داشت و من هم در صدد بودم که تو را پیدا کنم و بگوییم پایت را از کفش شیطان در بیاورى . خوب ، وقتى تو در کارهاى شیطان دخالت مى کنى او هم حق دارد، در کارهاى تو دخالت کند و روزگارت را سیاه کند. اما تو مى گویى که شیطان هرگز به زور و جبر تو را از راه به در نبرده و فقط وسوسه کرده ، در این صورت تو باید به وسوسه او گوش ندهى و سعى کنى به گفتار و رفتار نیک پایبند باشى ، آن وقت تو هم مى شوى مثل دانیال ، و نه تو از شیطان گله دارى و نه او از تو شکایت دارد. وقتى تو خودت بد مى کنى و بر شیطان لعنت مى کنى شیطان هم حق دارد که از تو شکایت کند. تو باید آن قدر خوب باشى که شیطان نتواند تو را لعنت کند. عم اوغلى با شنیدن این حرفها خیلى شرمنده شد و جواب داد: حق با شماست ، تقصیر از خودم بود که دست به کارهاى شیطان مى زدم ، باید خودم خوب باشم و گرنه شیطان گناه مرا به گردن نمى گیرد، اى لعنت بر شیطان.

علل آسان شدن گناه

گناه

ملا حسینقلی همدانی از بزرگ پس از شیخ انصاری است که در كنار درس فقه، درسهاى اخلاقى و عرفانى هم براى چند تن از شاگردان برگزیده اش داشت.

عارف بزرگ همدان نزدیك به سیصد شاگرد پروراند. بزرگانى چون: شیخ محمد بهارى همدانى، سید ابوالقاسم اصفهانى، سیّداحمد كربلایى، شیخ محمد باقر بهارى همدانى، میرزا جواد آقاى ملكى تبریزى و ... .

وی نامه های اخلاقی هم می نوشتند که در اینجا یکی از آنان را که شامل نصایح اخلاقی می شود را می آوریم:

«این كه مى بینى معصیت در نظرت سهل شده، به جهت امورى چند است كه بعضى از آنها را ذكر مى كنیم:

اوّلاً؛ فكر خود را تماماً متوجّه به دنیا دنّى كردهاى. از این جهت بالمرّه از نفع و ضرر اخروى غافل شده اى. نمى دانى چه بسیار بسیار منافع و سعادت ابدیّه از تو فوت شد و چقدر ضررهاى بزرگ بسیار به خود زده اى.

ثانیاً؛ عجز و حاجت و فقر خودت را ملتفت نیستى كه ذرّه ذرّه بدنت به حفظ كاركنان او، كه ملائكه باشند، بر پاست.

ثالثاً؛ نمى دانى كه در هر آنى، در هر جزء از اجزاء بدنت، نعَم غیر متناهیه، مرحمت از او شده و مى شود كه به بیان و بنان، ممكن نیست حصر آنها. با این حال، چگونه نعمت او را در معصیت او صرف مى كنى؟

چگونه غافلى از عقوبات سخت او، مگر نمىدانى كه مابین مرگ و قیامت هزار غصّه هست و آسانترین آنها تلخى جان كندن است. چرا از شداید قیامت، غافلى؟ امان از روزى كه از دهشت و وحشت او، مقرّبین در خوف و اضطراب مىباشند. چرا نباشند؟ از روزى كه زمینش و هوایش آتش و جهنم به اطراف خلایق محیط و ملایك غلاظ و شداد در بگیر و ببند.

رابعاً؛ چگونه غافلى از عقوبات سخت او، مگر نمى دانى كه مابین مرگ و قیامت هزار غصّه هست و آسانترین آنها تلخى جان كندن است. چرا از شداید قیامت، غافلى؟ امان از روزى كه از دهشت و وحشت او، مقرّبین در خوف و اضطراب مى باشند. چرا نباشند؟ از روزى كه زمینش و هوایش آتش و جهنم به اطراف خلایق محیط و ملایك غلاظ و شداد در بگیر و ببند. نیكان در وحشت و اضطراب و بدان در شكنجه و عذاب، آفتاب در بالاى سر و زمین، گرمتر از كوره آهنگر. خطر حساب از یك طرف و دهشت صراط از یك طرف، كار هنوز به جهنّم نرسیده، از آتش و سلاسل و اغلال او بگویم یا از مار و عقربهایش بیان نمایم.

خلاصه، اینها مختصر نویسى است و این فقراتى كه گفته شد، از هزار یك بیان نشد.»

 

 پیام ها:

1. عوامل آسان شدن ارتکاب گناه:

الف: غفلت از آخرت و توجه بسیار به دنیا. (دنیا زدگی)

ب: فراموش کردن عجز و نیازمندی خود. (سرمستی)

ج:  مغرور گشتن به نعمتهای الهی و سوء استفاده از آن در معصیت. ( رفاه زدگی)

د:  بی توجهی به عقابهای الهی. (عافیت اندیشی)

 

2. عوامل موثر در انجام اعمال ثواب:

الف: آخرت اندیشی و پرهیز از دنیا زدگی.

ب: هوشیاری نسبت به عجز و نیازمندی خویش.

ج:  توجه به قدرت یابی از نعمتهای خداوند و عدم سوء استفاده از آن.

د: عاقبت اندیشی و اجتناب از عافیت طلبی.

برتری مردم عصر غیبت

وظیفه‏اى بر دوش ما در عصر غیبت

یکی از مباحث امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) در نهج البلاغه، موضوع آخرالزمان و حکومت امام زمان(عج) است . امام در حکمت 209 در مورد بازگشت حق غصب شده اهل بیت(علیهم‌السلام) می‌فرماید: «لتعطفن الدنیا علینا بعد شماسها عطف الضروس على ولدها و تلا عقیب ذلك: وَ نُرِیدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ.»1

«سوگند به شكافنده دانه و خالق جانداران2 در بهترین شكل! دنیا مانند شتر صاحب فرزندى كه بر دیگران غضب مى‌كند تا فرزندش را در آغوش بگیرد، به ما برمى‌گردد، زیرا این وعده خدا در قرآن كریم است: «مى‌خواهیم بر كسانى كه دیگران خواستار زبونى آنها بودند، منّت گذاشته، آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.»

حضرت على(علیه‌السلام) در حكمت 277 به این سنت پا برجا و ثابت، ما را توجه دادند كه شب ظلمتى كه از جفا بر خورشید هدایت ایجاد شد و صاحبان نور را از مردم، با حجاب ظلم و جور جدا كرد، در دل خود به صبح روشنى بشارت دارد، و چون نزد آفریننده هستى زشت و ناپسند است، رخت برخواهد بست، و موج برخاسته از عصیان فرو خواهد نشست و حجّت خدا؛ ناخداى كشتى نجات، كنار ساحل، پهلو خواهد گرفت.

امام سجاد(علیه السلام) فرمود: «اى ابا خالد! همانا مردم زمان غیبت او كه به امامت او قائل و منتظر ظهور او هستند برتر از مردمان همه زمانها هستند، زیرا خداى متعال به آنها آن اندازه از عقل و شناخت داده كه مسأله غیبت براى آنها به منزله شهود شده است.»

امام در این حكمت مى‌فرماید: دنیا بعد از این كه به دیگران سوارى داد و به ما بهره‌اى نداد، به سوى ما برمى‌گردد. غاصبان، خلافت را از ما گرفتند و بین ما و مردم حاجب و مانع شدند، و دیگران را از نور ما محروم كردند، ولى اكنون دنیا به سوى ما بر مى‌گردد، همچون شتر بچه‌دارى كه با خشم از كسانى كه مى‌خواهند شیرى كه براى بچه‌اش است، بدوشند، در اوج شفقت و محبّت به سوى فرزندش برمى‌گردد. آرى، دنیا این چنین به ما میل و اشتیاق پیدا مى‌كند.


بعد از این كه خداوند ما را به انواع بلاها امتحان نمود، و رسول خدا (صلى الله علیه و آله) ما را در برابر بلاها و فتنه‌ها به صبر دعوت كرد، و بعد از این كه توده‌هاى مردم از ما بریدند و به نااهلان پیوستند، امر ما را زمین گذاشتند و امر دیگران را گردن نهادند، تا جایى كه در پى نابودى ما برآمدند. از این رو آخرین حجّت خدا، خائف و مغمور و پنهان شد و قرن‌ها در انتظار استقرار دولت حقّ و ظهور ماند.

دنیا و توده‌ها در سرگردانى و بهره دهى به ظالمان بودند. آنها بعد از این كه به این مرحله از فهم و درك رسیدند كه ولىّ، هادى و امام آنها ما هستیم و دیگران راهزنانى بیش نبودند كه ارزش آدمها را مخفى كردند و دزدیدند. آنها مجال تفكّر و تعقّل را با حیله از انسان گرفتند، و آدمى خود را گم كرد و در نتیجه گمراه شد، و از مشعل و چراغ راه دور ماند. او بعد از درك این كه همه چیزش را به یغما بردند، و زمین پر از ظلم و جور شد، چون شتر سركش بر همه پشت پا زد، و دانست كه دیگران او را فقط براى دوشیدن مى‌خواهند. اگر به او نان و رفاه و آزادى و امنیت مى‌دهند، خیرخواهش نیستند، بلكه در پى سود بیشتر و شیر فزون‌ترند.

این حقیقت است كه انسان نیاز خود را به حجّت خدا احساس كرده، خواستار ظهور او مى‌شود و به او عشق و ارادت مى‌ورزد، همان چیزى كه رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) آن را اجر رسالتش قرار داده و آن را راه رسیدن به قرب معبود خوانده است. اینان به سوى حجّت مى‌شتابند و زمینه را براى ظهور حضرتش آماده مى‌كنند.

با درك این حقیقت است كه انسان نیاز خود را به حجّت خدا احساس كرده، خواستار ظهور او مى‌شود و به او عشق و ارادت مى‌ورزد، همان چیزى كه رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) آن را اجر رسالتش قرار داده 3 و آن را راه رسیدن به قرب معبود خوانده است.4 اینان به سوى حجّت مى‌شتابند و زمینه را براى ظهور حضرتش آماده مى‌كنند.

و به همین نكته امام سجاد(علیه‌السلام) توجه مى‌دهد و مى‌فرماید:

«... یا ابا خالد انّ اهل زمان غیبته القائلین بامامته و المنتظرین لظهوره افضل من كل زمان لانّ الله تبارك و تعالى اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة.»5

«اى ابا خالد! همانا مردم زمان غیبت او كه به امامت او قائل و منتظر ظهور او هستند برتر از مردمان همه زمانها هستند، زیرا خداى متعال به آنها آن اندازه از عقل و شناخت داده كه مسأله غیبت براى آنها به منزله شهود شده است.»

وضعیت جوامع در عصر ظهور

امام 
زمان علیه السلام

1. تكامل عقول و خردها

مرور زمان، و تجارب تلخ و شیرین، مایه شكوفایى عقل انسانى مى گردد و بشر در پرتو الطاف الهى در مى یابد كه: دیگر، سازمان هاى بشرى و تدابیر انسانى قادر به حل تضادها و مشكلات نیست از این جهت بى درنگ به نداى حضرت قائم (علیه السلام)  پاسخ مى گوید، و انسان ها با رضایت خاطر، به انقلاب امام مى پیوندند.

امام باقر(علیه السلام)  مى فرماید: «إذا قام قائمنا وضع اللّه یده على رؤوس العباد فجمع بها عقولهم وكملت به أحلامهم».1

«آنگاه كه قائم ما قیام كند، خداوند دست لطف و رحمت خود را بر سر بندگان خود مى گذارد و از این طریق، به عقول آنان وحدت مى بخشد و به وسیله او خردهاى آنان تكامل پیدا مى كند.»

 

2. تكامل صنایع

انقلاب جهانى، بدون تكامل صنایع امكان پذیر نیست  رهبر انقلابى كه مى خواهد صداى خود را به آخرین نقطه جهان برساند، بدون تكامل تكنیك، امكان پذیر نمى باشد، از این جهت احادیث اسلامى نوید مى دهد كه در عصر ظهور امام صنایع به حدى تكامل پیدا مى كند كه جهان حكم یك شهر را پیدا مى كند و افرادى كه در خاور زندگى مى كنند، كسانى را كه در باختر زندگى مى نمایند، مى بینند و سخنان آنان را مى شنوند.

چنان كه امام در این مورد مى فرماید: «انّ المؤمن فى زمان القائم و هو بالمشرق لیرى أخاه بالمغرب و كذا الذى فى المغرب یرى أخاه الذى بالمشرق».2

«در زمان قائم، فرد با ایمان كه در مشرق زیست مى كند، برادر خود را كه در مغرب زندگى مى كند مى بیند.»

در حدیث دیگر مطلب به طور روشن تر بیان شده است و آن این است كه: إنّ قائمنا إذا قام مدّاللّه  لشیعتنا فی أسماعهم وأبصارهم، حتّى لا یكون بینهم و بین القائم یرید یكلّمهم فیسمعون و ینظرون إلیه وهو فى مكانه.3

«آنگاه كه قائم ما قیام مى كند خدا به دیدگان و گوشهاى پیروان او قدرت مى بخشد تا آنجا كه میان آنان و رهبر خود، حایلى نمى ماند او با آنان سخن مى گوید، و سخنان او را مى شنوند و به او مى نگرند در حالى كه او در جاى خود قرار دارد.»

در زمان قائم، فرد با ایمان كه در مشرق زیست مى كند، برادر خود را كه در مغرب زندگى مى كند مى بیند.
امام زمان (عج)

3. جهانیان در پوشش اسلام در مى آیند

احادیث نویدهاى قرآن را درباره جهانى گشتن آیین اسلام، بر ظهور امام قائم تطبیق مى كند آنجا كه امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: یبلغ سلطان المشرق و المغرب و یظهر اللّه عزّوجلّ به دینه على الدین كلّه و لو كره المشركون.4 «قدرت و تسلط او شرق و غرب را فرا مى گیرد و خدا به وسیله او دین خود را بر تمام ادیان پیروز مى گرداند هر چند مشركان دوست نداشته باشند.»

 

4. تكامل اخلاقى

در محاسبات گذشته به این نقطه رسیدیم كه تكامل حقیقى باید ابعاد مادى و معنوى داشته باشد و تكامل یك بعدى، تكامل واقعى نیست.

احادیث اسلامى بر تكامل اخلاقى در عصر ظهور امام دوازدهم گواهى مى دهد آنجا كه همه محدثان اسلامى این جمله را از پیامبر نقل مى كنند كه یكى از ویژگى هاى حكومت امام قائم ، گسترش عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و ستمگرى است و جمله (یَمْلأُ الأَرضَ قِسْطاً وعَدلاً) ، بیانگر این تكامل اخلاقى است.

 

5. ترمیم خرابى ها

احادیث اسلامى از آبادى جهان و تسلط بشر بر گنجینه هاى نهفته در دل زمین در زمان ظهور امام به روشنى گزارش مى دهد و جمله یاد شده در زیر در روایات وارد شده است:

«و تظهر له الكنوز ولا یبقى فى الأرض خراب إلاّ یعمره».5

«گنجینه هاى نهفته در دل زمین در اختیار امام قرار مى گیرد و او با نفوذ و قدرت مادى و معنوى كه دارد، تمام ویرانى هاى موروث از ظلم و جور را، آباد مى كند.

نتیجه این كه آنچه را كه محاسبات عقلى و اجتماعى درباره سرانجام جامعه ها نشان مى داد، مورد تصدیق قرآن و احادیث اسلامى است چیزى كه هست احادیث اسلامى زمان و وقت این تكامل ها را به روشنى تعیین مى كند و ظهور امام قائم را همگام با این تحولات مى داند.

دعا كنید..

دعا كنید

دعا

 

 دعــا كـنـیـد رسـد آن زمــان كـه یـار بـیاید

 

خـزان بـاغ جهــان را ز نـو، بـهار بـیاید

 

دعــا كـنـیـد، دعـــایی كـه آفتاب درخشان

 

 بـه سرپـرستــی گلـهای روزگار بـیاید

 

زند به گُرده شب زخم، گام تـوسن عزمش

 

چو از فراز زمان، مهر شب شكار بیاید

 

هــزار اخـتـر تـابنـده در سپهـر دو دستش

 

هــزار مهــر منیرش به كوله‌بار، بیاید

 

قـیـامـتـی كند از قـامتش، بیا كه تو گویی

 

مـعـاد رویـِش انـسـان دریـن دیار بیاید

 

دمـد بـه گلشن گیتی، بلوغ صبح رهایی

 

بـهار خنـده زنـد، گل به شاخسار بیاید

 

اگـر زمـوج پـرآشوب عـشـق، نـوح زمانه

 

به ساحلی كه مرا باشد، انتظار، بیاید

 

هـزار اختر نور از فلك ز شوق و ز شادی

 

بـرا دیـــدن آن یــار گـلـــعـــزار بــیــاید

 

جمــال را بـنـمـایــد اگـر ز پـرده غـیـبـت

 

قــرار بــــر دل یـــاران بــی‌قـــرار بیاید

 

كتاب عشق گشایید و «ان یكاد» بخوانید

 

دعــا كنــیـد كـه آن یـار غمگسار بیاید

 

حجاب! هم مو، هم نگاه...

حجاب

همان اندازه كه حضرت آدم ابوالبشر ـ علیه السّلام ـ احساس دلتنگی می كرد و با دیدن همسرش «حوا» دلشاد شد به همان مقدار با آشكار شدن شرمگاهش، خجل شد و با ابتدائی ترین لباس، خود را از شرمندگی نجات داد. مطمئن ترین گواه بر حضور حجاب در تمام صحنه های زندگی بشر تاریخ است كه مدعی است: از بدو تولد تا... حجاب همراه انسان بوده و خواهد بود. در هیچ برهه ای از ادوار زندگی، انسان را سراغ ندارید كه خود را از این امر كاملاً فطری بی نیاز ببینید. و اگر نبود خودكامگی فرعون صفتان، هیچ تردیدی در هیچ دلی پدیدار نمی آمد برای اثبات فطری بودن حجاب همین بس كه با وجود اندیشه های قلدر مأمابه و بی منطق رضاخان و آتاتورك و میر پنج های امروز فرانسه و انگلیس، هنوز هم مدافعان عفت و حجاب به مراتب فزونتر از مخالفان است. شمار علاقه مندان به پوشش اسلامی در سراسر گیتی حتی لائیك ها خود دلیلی محكم بر لزوم آن است گرچه در مهد قانون، علیه این حكم الهی جعل قانون كنند.

با این مقدمه نقدی بر گفته سركار خانم مرضیه مرتاضی لنگرودی با عنوان حجاب! مو یا نگاه می زنیم و ضمن بیان نظرات ایشان، بایسته های حجاب را به نظر شما خوانندگان محترم عرضه داشته، و خود قضاوت كنید كه كدام صحیح است آیا نظر ایشان یا اسلام كه معتقد است: «حجاب هم برای نگاه است و هم مو».

....

ادامه نوشته

یک داستان عجیب و آموزند...

کودکان فقیر

محدّث بزرگوار سید جزایرى در زهرالربیع از ابن خلکان و حاج میرزا هاشم خراسانى در منتخب التواریخ از اثنى عشریه حکایت مى کنند که:

روزى مردى با زن خود مشغول غذا خوردن بود و غذا مرغ بریان بود، سائلى بر درب خانه اظهار حاجت کرد، آن مرد او را محروم کرد و چیزى نداد، بعد از مدّتى روزگار بر او برگشت و ثروت و دارایى اش از بین رفت و زن را نیز طلاق داد. زن با مرد دیگرى ازدواج نمود. از اتفاقات عجیب آن که، روزى آن زن با شوهر دوّم مشغول غذا خوردن و از جمله مرغ بریان بود که فقیرى بر درب خانه خوراک خواست. مرد گفت: مقدارى غذا و مرغ براى او ببر. وقتى زن غذا را به دست فقیر مى داد، دید گویا او را دیده است، دقّت کرد، سبحان الله، چه مى بینم! همان شوهر اوّلش بود که به این روز افتاده بود. گریه اش گرفت و برگشت. شوهر سبب گریه را پرسید پاسخ داد: شوهر اوّل من بود، یک روز با او غذا مى خوردم گدایى آمد و او آن گدا را محروم کرد. مرد گفت: خدا گواه است آن سائل من بودم و چون تلخى ناامیدى را دیده ام نمى خواهم کسى از در خانه ام محروم برود.1

امیرالمؤمنین(علیه السلام)مى فرماید:

اذا وصلت الیکم اطرافُ النعم، فلا تُنْفروا اقصاها بقلّة الشکر2; هنگامى که رسیدن نعمت ها به شما شروع شد، با کمىِ شکرگزارى، کارى نکنید که به آخر نرسد و از شما سلب گردد.

 

چقدر خنده داره!

چقدر خنده داره!

خنده

چقدر خنده داره

که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

 

چقدر خنده داره

که صد هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه، اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌رویم کم به چشم میاد!

 

چقدر خنده داره

که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره

که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم، اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

 

چقدر خنده داره

که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم، اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

 

چقدر خنده داره

که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروش‌ترین کتاب رمان دنیا آسونه!

 

چقدر خنده داره

که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

 

چقدر خنده داره

که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدهیم!


خنده

چقدر خنده داره

که شایعات روزنامه‌ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باور می‌کنیم!

 

چقدر خنده داره

که همه مردم می‌خوان بدون این که به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

 

چقدر خنده داره

که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

 

خنده داره

اینطور نیست؟

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟

این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی است.

آیا این خنده‌دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود پاک می‌کنید؟ به خاطر این که مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره.