گُل گَز
سلام به همه دوستان
امیدوارم حال همه خوب باشه.قصد به روز شدن نداشتم ولی به درخواست عزیزی این پست رو گذاشتم. با چهار کار سپید فارسی و دو کار سیستانی در انتظار نقدهای سازنده تون هستم.
شاد باشید
1.
شعری بیخواب را جا گذاشتم
بر لبه ی فنجان قهوه ات
شعری شعله ور را
در آغوشت
و آخرین واژه هایم را
در تاکسی
نمی دانم
این هواپیمای لعنتی
چرا دل نمی کن
از باند سیاه فرودگاه؟!
2.
شاید باور نکنی
این زمستان
از فاصله ی میان من و تو گریخته
که اینگونه
زانوهای زمین را می لرزاند!
3.
حسرت منی
حسرت پیراهنی خیس
روی بند
در بارانی بی انتها
برای تنی
4.
کودکانه
به بدرقه ام آمده
باران
نمی داند
چرا پیرهن سیاه به تن دارد
همیشه
جاده
1.
دلِ م^نَ هامون
که غَمتو بَریو کرده
پِنِ چاک چاکِ خُشک اُوی رَ
(هامون دل من است
که غم ات
پیراهن چاک چاک خشکسالی را
بر تنش پوشانده)
2.
از پِنَک خا وا کُ
ای لَچَکِ طوفانَ
بی بی نورُز
گُل گَز دلِ خورده داره
(از پیشانی ات باز کن
این پیشانی بند طوفان را
بی بی نوروز*
گُل گَز دل کوچکی دارد)

گلهای زیبای گَز
*درسیستان به نوروز عنوان "بی بی" میدهند، برخلاف مناطق دیگر کشور که "عمو نوروز" را بکار می برند. "بی بی نوروز" را شخصن بسیار بیشتر از "عمو نوروز" دوست دارم. شاید به علت ریشه های نوستالوژیک این موضوع و یا به دلیل اندیشه و علت این نامگذاری و کاربرد باشد. دوستان عزیز برای مطالعه بیشتر در این مورد میتوانید کتاب "ريشه يابي سد واژه سيستاني"/ابراهیم سرحدی/1388 / انتشارات سيمرغ خراسان را مطالعه و یا کلید واژه "بی بی نوروز در سیستان" را در سایتهایی چون گوگل جستجو نمایید.

