سلام .. . یاد باد آن روزگاران یاد باد .. .
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت ۱۱:۴۴ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
سلام دوستان عزیز بویژه مخاطب جان .. . راه برقراری ارتباط در عصر حاضر چیست؟ تماس صوتی؟اینستا؟ واتسپ؟
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۲:۴۹ ق.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
درود بیکران عزیزان جان .. . یه حضور غیاب کنیم ببینیم کیا هنوز هستن !! مخاطب خاص کجایی؟ دقیقا کجایی؟
+ نوشته شده در شنبه هفتم فروردین ۱۴۰۰ساعت ۱۲:۵۶ ق.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
سلام ، کسی هنوز زنده هست .. . ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم فروردین ۱۳۹۹ساعت ۴:۳۷ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
روزی از راه می رسد و تو می خندی به افکاری که روزی به پایش می گریستی و امروز آنروزست .. .
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان ۱۳۹۷ساعت ۱۱:۴۹ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
اینجا نقاب از چهره بر می دارم فقط برای تو .. .
حقیقی ترین مجازی من .. .
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴ساعت ۳:۳ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
دمار از روزگارت در می آورند . .. .
آدم ها نه . .. .
خاطره هاشان . ..
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت ۵:۱۷ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
سلام به دوستان خوب و همیشگی خودم . ...
اصلا فکرشو هم نمیکردم تو یادتون مونده باشم . .. .
شرمنده ی لطف و محبت بیکرانتونم . ...
منو ببخشید، منو که تو هجوم بی کسیهام گم شدم . ... .!!!
دعا گوی همتون هستم . ...
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت ۶:۲۲ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
این روزها چشمان من ست و امتداد جاده های بی سوار . .. ..
این روزها خنده های من ست که بر لبانت جاری می شود . ...
این روزها شادی های تو ست که مهمان دل من ست . .. .
این روزها فقط خوابست و تفکر، امید آنست که غفلت نباشد . . ..
و این صدای مکنده ی قلب من ست که تو را فریاد می زند . .. .
پ.ن : شک نکن شادی تو آرامش منِ و آرامش تو شادی من .
+ نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ساعت ۶:۰ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
به گفته ي اربابم اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد . ... ما به خوش خيالي خويش دين داريم ولي آزاده نيستيم . .. !!؟؟ چشمانم به رهايي از بند ظلم آب نمي خورد . .. . و زمزمه مي كند : داني كه چرا آب شده جاري و لرزان ؟؟ شرمنده ز لعل لب عطشان حسين (ع) ست . ..
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۱۸ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
در وصف تو چه میتوان نوشت ؟ چه میتوان بر زبان جاری نمود ؟ مگر دوست را میتوان در حصار واژه ها بیان نمود ؟؟!! تو به وسعت دریا آبی و جاری و بیکرانی . . .. من به عظمت کویر تشنه و خسته و تنها . .. .. تو تمام خوبی ها را در دلت جا میدهی .. . من فرسنگ ها فاصله را در قلبم خلاصه می کنم . .. .. آسمان آینه اش دریاست . ... . من نیز ذره ذره از وجودم را در آسمان نظاره میکنم، ستاره ها در دل شب . . .. به ماه نگاه کن ای ماه تمام رخ من چشمان تو را در ماه میبینم . ... .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱ساعت ۵:۱۳ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
به تو می دهد آنچه را که طالبش هستی . . .. پس از اینکه تو را پیر نماید و از زندگی سیر نماید . ... زمانی که نه راه پس داشته باشی نه پیش . ... آری هنگامی میتوانی وجودت را در وجودت حس کنی که دگر وجودی برایت نمانده باشد . .. !!! بهای عشق بهای تمامیِ زندگیت بود عاشق . .. .. که بی عشق زندگی را بهایی نیست . .. .
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۲۶ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
از روزهایی که به امید آخرین روز طی می شود . .. ؟؟!! از اقبال بلند و پیشونی نوشتم . .. .. ؟؟!! از جام بلایی که دائم به حلقم ریخته می شود . ... ؟؟!! پس قربش کو . .. ؟؟!! بیخیال . .. . بریز دور این تفکرات و حرفای منو . ... این نامصب اینقد تند تند میزنه که نمیذاره تمرکز کنم . .. .. !!!!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۴۶ ب.ظ توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |